سمت غرب كشور ترك كردند و با تشكيل كميتهء دفاع ملى ، تصميم گرفتند در مقابل بيگانگان به دفاع برخيزند . عارف نيز مهاجرت كرد و در غرب به كميتهء دفاع ملى ، پيوست .
در قصر شيرين هنگامى كه يكى از دوستانش به نام عبد الرحيم خان خودكشى كرد ، او به جنون مبتلا شد و نظام السلطنه او را براى معالجه به بغداد فرستاد . عارف چندى در بغداد ماند و پس از مداوا مراجعت كرد . با عقبنشينى مهاجرين به سمت استانبول ، او هم راهى آن ديار شد . در اين سفر نظام السلطنه احترام فوقالعادهاى براى عارف قائل شد و او را در كالسكهء شخصى خود جاى داد و تا استانبول برد . در سال 1336 قمرى كه عارف در استانبول بود ، سليمان نظيف مدير روزنامهء خود به تاريخ پرافتخار ايران و حيثيات ايرانى سخت حمله كرد و در اين زمينه از هيچگونه بدگويى و هتاكى فروگذارى نكرد . عارف در پاسخ غرضورزى او قصيدهء تند و جالبى سرود كه قسمتى از آن چنين است :
ز من بگو به سليمان نظيف تيره ضمير * كه اى برون تو چون شير و اندرون تو قير
فغانت از سر درد است چونكه مىدانم * فغان كند به ته ديگ چون رسد كفگير
خيال آذرآبادگانت اندر سر * فتاده بود و تو زينپس بدين خيال بمير
اديب بايد طرز ادب نگه دارد * نه هرچه لايق ريشش بود كند تحرير
ترا جسارت توهين به دولت ايران * نبود اين همهء ، بىعرضه گر نبود سفير
عارف قزوينى در سال 1338 قمرى ، همراه ساير مهاجرين به ايران بازگشت و در تهران كنسرتهاى باشكوهى داد . در سال 1339 قمرى بنا به دعوت كلنل محمد تقى خان پسيان به مشهد رفت و در باغ خونى منزل كرد . عارف در باغ ملى مشهد به دادن كنسرت و نمايش پرازدحامى بر عليه سلطنت قاجاريه پرداخت ، كه اين امر باعث شد تا شاعر پرآوازهء ديگر ايرانى ، ايرج ميرزا كه خود از شاهزادههاى قاجارى بود ، كدورت عارف را به دل گيرد و اثر بزرگ خود عارفنامه را كه مشتمل بر 700 بيت است بسرايد . ايرج ميرزا در عارفنامه هتاكى و فحاشى بسيار به عارف كرد كه اين امر موجب سرشكستگى و رنجش خاطر عارف شد 30 . عارف در شب نمايش چند غزل عليهء قاجاريه خواند كه مطلع يكى از