تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
در فراقت به خمارى بكشد مستى ما * نالهء عارف از اين درد به كيوان برود
هنگامى كه نايب‌السلطنه ناصر الملك همدانى اولتيماتوم روسيه را پذيرفت و شوستر را از ايران اخراج و مجلس را نيز تعطيل كرد ، عارف تصنيف زيبايى در ذمّ نايب‌السلطنه ساخت و منتشر كرد . نايب‌السلطنه به يپرم خان رئيس نظميّه دستور دستگيرى عارف را داد ؛ ولى عارف با كوشش مجد السلطنه رئيس تشريفات كه از دوستان او بود ، قبل از دستگيرى از تهران گريخت . عارف چند ماه قبل از تاجگذارى احمد شاه و زمان رياست وزرايى سپهدار اعظم محمد ولى خان تنكابنى ، در كنسرتى كه در پارك ظل السلطان داد ، سخت به سپهدار انتقاد كرد و دولت وقت را به بىلياقتى متهم كرد . او در اين تصنيف چنين سرود :
ز خواب غفلت ، هر ديده‌يى كه بيدار است * بدين گناه اگر كور شد سزاوار است زده است يكسره خود را به راه بدمستى * قسم به چشم تو ما مست و خصم هشيار است پليس مخفى و نابود ، محتسب به قمار * به خواب شحنه ، عسس مست و ، دزد در كار است ترا چه غم كه به ساز كدام در رقصيم * مرا چه كار كه انگشت كيست در كار است تو صحت عمل از دزد و راهزن مطلب * از آنكه مملكت امروز دزد بازار است گرفت وجهى و ما را به بيع قطع فروخت * ببين كه در همه جا صرفه با خريدار است بگو به عقل منه پا به آستانهء عشق * كه عشق در صف ديوانگان سپهدار است هرآن سرى كه ندارد سر وطن‌خواهى * الهى آنكه شود سرنگون كه سربار است تو پايدارى بين عارف ار به دار رود * گمان مدار كه از حرف دست‌بردار است
بعد از پايان نمايش ، گماشتگان سپهدار اعظم ، طبق دستور او ، شاعر ملى را در خيابان ناصر خسرو تهران پيدا كردند و با چوب و چماق كتك سختى به او زدند ، به طورى كه دو ماه در رختخواب ماند تا بهبودى حاصل كرد . البتّه گفته‌اند كه بعد از اين عمل ، سپهدار از كردهء خود پشيمان شد و براى دلجويى از عارف ، خانه‌اى براى او خريد و قباله‌اش را براى عارف فرستاد ؛ ولى عارف اين خانهء اهدايى را از سپهدار قبول نكرد . با آغاز جنگ جهانى اول و اشغال ايران توسط قواى بيگانه ، آزادىخواهان ، تهران را به