تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
و التقى النقى الجاج السيد محمّد تقى بن سيد الاعلام سيد اسد اللّه الموسوى الخونسارى قدّس اللّه نفسه الزّكية ابن العلّامة الاوحد السيّد محمّد بن المحقق السيد حسين بن العلّامة الافضل السيد ابو القاسم بن الامام الاكبر العلّامة الاجل الحاج السيد حسن بن مولا الحاج ميرزا ابو القاسم ( جعفر ) ابن السيد حسين بن السيد قاسم ابن السيد محبّ اللّه بن السيد قاسم ابن السيد مهدى بن السيد زين العابدين بن السيد ابراهيم ابن السيد كريم الدّين بن السيد ركن الدّين بن السيد زين العابدين ابن السيد صالح ( العالم الجليل الشهير بالقصير ) ابن السيد محمّد بن السيد محمود بن السيد حسين بن السيد حسن حسن بن السيد احمد بن السيد ابراهيم بن السيد المجاهد السيد عيسى بن السيد حسن بن السيد يحيى بن السيد ابراهيم بن السيد حسن بن السيد عبد الله بن الامام الهمام موسى بن جعفر . »
شرح
( 24 ) - زهرا شجيعى نويسندهء كتاب مجلس شوراى ملّى . . . . ، تاريخ تولد حسين دادگر را حدود سال 1272 خورشيدى ذكر كرده است ، و ابراهيم صفايى در كتاب خود رهبران مشروطه جلد دوّم سال 1265 را ثبت كرده است . ( 25 ) - حاج مخبر السلطنه هدايت در تاريخ اين موضوع اشتباه كرده است . اين واقعه پس از اختتام دورهء نهم مجلس شوراى ملّى و در سال 1314 خورشيدى اتفاق افتاده است . ( 26 ) - حاج مخبر السلطنه بازهم در اين مورد اشتباه كرده است ، زيرا وى تا سال 1312 خورشيدى نخست‌وزير بوده است ، درحالىكه اين واقعه در سال 1314 و زمان نخست‌وزيرى محمّد على فروغى اتفاق افتاده است . ( 27 ) - حسين دادگر در خاطرات خود از شرح تبعيد و چگونگى آن سخن گفته است . اين خاطرات به نقل از سالنامهء دنيا ، سال 1342 عينا نقل مىگردد : « در سال 1314 شمسى بعد از ختم دورهء نهم مجلس و نطق نواب رياست مجلس در تقدير و تحسين از حسن اداره مجلس به‌وسيله اينجانب زندگى آزاد و عادى خود را شروع كردم . در همين دوره مجلس خاتمه يافته رئيس انجمن نظارت انتخابات تهران بودم و به وكالت دورهء دهم قانون‌گذارى از تهران انتخاب شده بودم و تصور مىرفت كه به زودى مجلس جديد باز و كارها آغاز مىشود . صبحها در خيابان فيشرآباد كه مجاور منزل بود ، راه مىرفتم و پياده‌روى كه عادت هميشگى من بود ادامه داشت . فيشرآباد آن روز بيابانى بيش نبود و در حقيقت خارج حدود شهر تهران محسوب مىشد و بدين جهت بهترين محل براى هواخورى و پياده‌روى بود . يكى از صبحها كه مشغول پياده‌روى در فيشرآباد بودم ، از دور ديدم يك پليس محلى به سرعت به‌طرف من مىآيد و با دست اشاراتى مىكند كه توقف نمايم . پس از نزديك شدن گفتند : جناب آقاى ذكاء الملك فروغى رئيس الوزرا مىخواهد تلفنى با شما صحبت كند . فورا به خانهء خود واقع در خيابان فردوسى شمالى كه فاصله‌اى در حدود پانصد متر با فيشرآباد داشت ، مراجعت و غرابت امر در اين بود كه بعد از طى راه و گذشتن يك ربع ساعت ، هنوز ارتباط تلفنى قطع نشده بود و آقاى فروغى گوشى را نگاه داشته بود و اين خود دليل اهميت كار بود . به