تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠
اساسى است » ترك كرد . پس از او تقىزاده سخنرانى كرد و طى نطق خود گفت : « . . . خدا را شاهد مىگيرم الآن كه اينجا حرف مىزنم و پيش از اينكه حرف بزنم اشخاص متفرقه ، وكيل و اشخاص مسئول به من گفتند حرف نزنيد ، حرف زدن صلاح نيست براى آنكه خطر دارد . . . » . او سپس سخنانى در مخالفت با ماده مذكور ايراد كرد و در حال گفتن اين جمله : « . . . مطابق قوانين اساسى مملكت نيست و مطابق صلاح مملكت هم نيست . بيشتر از اين حرف زدن هم صلاح نيست ، همه مىدانند . آنجا كه عيان است چه حاجت به بيان است » مجلس را ترك گفت . در جواب تقىزاده ، سيد يعقوب انوار به دفاع از ماده واحده پرداخت و طى نطق مفصلى گفت : « بنده خيلى ميل داشتم كه آقاى تقىزاده تشريف نبرند و عرايض بنده را بشنوند و حقيقتا همان‌طورىكه بيان كردند بنده هم همين حسن عقيده را درباره ايشان دارم ولى يك مسأله‌اى را در اينجا اظهار كردند كه لازم است جواب عرض كنم اين مسأله در همين مملكت دو سابقه دارد و اين سابقه در حقيقت بمنزلهء يكى از مواد قانون اساسى براى ما واقع شده و الآن بنده مراتب را به عرض آقايان نمايندگان محترم مىرسانم . بعد از آنكه مجلس شوراى ملى را توپ بستند و آن ترتيبى كه همه مىدانيد پيش آمد و استبداد صغير واقع شد در مجلس اول قانون اساسى و متمم آن نوشته شده و در جزو اول قانون نوشته شده بود نمايندگان مجلس شوراى ملى بايد دويست نفر باشند انتخاب هم بطور طبقاتى بود و به همان ترتيبى كه وكلاى دورهء اوّل كه جزاهم الله على الاسم خيرا كه به عقيده بنده بهترين خدمات را براى مملكت نمودند و اين قانون اساسى را در مقابل قوه قاهره و جبر و استبداد درباريها نوشتند انتخاب شدند و بنده حقيقتا هميشه از زحمات وكلاى آن دوره شكرگزارى مىكنم زيرا قانون اساسى را با خلوص نيت و با يك روح آزادىخواهى براى ما گرفتند . پس از آنكه مجلس به توپ بسته شد و آزادىخواهان در تمام اقطار ايران منتشر شدند و از مركز و آذربايجان ، از فارس و بالاخره از تمام مملكت صداى خواستن مشروطيت بلند شد تا اينكه خدا خواست و قوه ملى غلبه كرد و درباريها ناچار شدند كه در مقابل قواى ملى تسليم شوند و مشروطيت را اعاده دهند نه اين بود كه مشروطيت را مفت به ما دادند بلكه آزادىخواهان حبس شدند و ايستادگى كردند تا اينكه آنها را وادار كردند كه مشروطيت بدهند ، آن‌وقت گفتند كه ما حاضريم مشروطيت بملت بدهيم و همين آقاى تقىزاده كه در دورهء اول يكى از نمايندگان مبرّز بودند چه فريادها براى اين قانون اساسى مىزدند و چه كارها كردند كه حالا يك‌قدمش را در اينجا مىخواهيم برداريم . داد و فريادهاى آقاى تقىزاده در روزنامجات پر است ، خلاصه در باغشاه كميسيونى شد و آن كميسيون رجوع كرده به انجمن آذربايجان ( كه حالا نماينده محترم آقاى داور مىخواهند بطور مفصل بعرض آقايان برسانند ) انجمن‌هاى ايالتى و ولايتى تمام نقاط اختيار دادند به انجمن ايالتى آذربايجان و انجمن ايالتى آذربايجان هم اختيار داد به كميسيونى كه در اينجا تشكيل شده بود و چهار پنج ماده از مواد قانون اساسى را تغيير دادند و بعضى از آن مواد راجع به انتخابات بود كه به عقيده بنده خيلى مهم است زيرا آن مواد تأسيس حكومت ملى مىكند و بنده حق حاكميت ملت را در آن مواد قانون انتخابات مىدانم ، غرض اينست مواد راجع به انتخابات را كه پايهء حكومت ملى بر آن است تغيير دادند به چه سابقه آنها را تغيير دادند . بواسطه اينكه چون در مملكت انقلاب شده بود و مىخواستند به جوشش و انقلاب مملكت خاتمه بدهند لذا به اين عنوان آمدند و اين كار را كردند ، در دورهء دوم ناصر الملك كه نايب‌السلطنه وقت بود پيشنهاد كرد كه نمايندگانى كه براى دوره سوم انتخاب مىشوند خوب است در موادى از قانون اساسى كه راجع به