ترك كرد ، و پس از او عبد الله ياسايى ( موافق ) به سخنرانى و جواب نطق علايى پرداخت . سپس مرحوم دكتر محمد مصدق طى نطق مهيّج و شجاعانهاى ابراز مخالفت با ماده واحده نمود و در آن نطق ، شديدا به سيد يعقوب تاخت ، و گفت : « . . . بنده اگر سرم را ببرّند و تكهتكهام بكنند و آقاى سيد يعقوب هزار فحش به من بدهد زير بار اين حرفها نمىروم . بعد از بيست سال خونريزى ، آقاى سيد يعقوب شما مشروطهطلب بوديد ؟ آزاديخواه بوديد ؟ بنده خودم شما را در اين مملكت ديدم كه بالاى منبر مىرفتيد و مردم را دعوت به آزادى مىكرديد .
حالا عقيدهء شما اينست كه يك كسى در مملكت باشد كه هم شاه باشد هم رئيسالوزرا ، هم حاكم ؟ اگر اينطور باشد كه ارتجاع صرف است . استبداد صرف است . پس چرا خون شهداى راه آزادى را بى خود ريختيد ؟ ! چرا مردم را به كشتن داديد ؟ مىخواستيد از روز اول بياييد بگوييد كه ما دروغ گفتيم و مشروطه نمىخواستيم ، آزادى نمىخواستيم ، يك ملّتى است جاهل و بايد با چماق آدم شود .
شرح
( 73 ) - سخنان انوار پس از واقعه ترور مدرس :
« آنچه از احوالات نمايندگان ملت در دنيا ديدم اين است كه نمايندگان نماينده احساسات ملت هستند . همين احساسات ملّت را نمايندگان در مجلس شوراى ملى اظهار مىكنند . بنده و چند نفر از آقايان كه تقاضا كرديم هيئت محترم دولت به مجلس تشريف بياورند براى اين بود كه به دولت بنمايانيم كه امروز احساسات ملت ايران جريحهدار است و بوسيله نمايندگان خود ، اين مسأله را اعلام مىكنند . يك قضايايى اتّفاق مىافتاد كه به حيثيت و مقامات ملّت جريحه وارد مىسازد جنگهاى بزرگ دنيا براى حيثيّت و شرافت ملّت بوده است .
ما در اين مسأله كاملا مطمئن از طرف دولت هستيم زيرا خود آقاى رئيسالوزرا يكى از مريدهاى آقاى مدرس بوده و همينطور آقايان وزراء همه به ايشان ارادت داشتند . آقاى مدرس از علماى طراز اول و داراى درجهء اجتهاد بود و ما كه پيرو مذهب حقّه جعفرى هستيم فرمودهاند « امّا الوقائع الحادثة فارجعوا الى روات احاديثنا النّاظرين فى حلالنا و حرامنا . . . الخ » مجلس خواست بنماياند و بگويد كه ما آينه و انعكاس ملّت ايران هستيم . ديروز من شميران بودم وقتى كه آمدم رفتم به مريضخانه ديدم فوجفوج دستهدسته از تمام طبقات با حال انكسار و قلب شكسته در آنجا حاضر شده بودند و حقيقتا مىخواهم بگويم مثل روز عاشورا بر ملت تهران بود .
يك ملّتى كه احساساتش براى حفظ مقامات روحانى و مقنّنه خود اينطور است و اينطور احترام مىكند دولت بايد اين احساسات را تقديس كند . ما خواستيم بنمايانيم اين احساسات را و تمام دنيا هم بدانند كه ملت ايران چيز فهم و حسّاس است چيزهايى كه به او برمىخورد نمىنشيند و تعقيب مىكند تا رفع آن را بنمايد .
مجلس شوراى ملّى با كمال نفرت و انزجار به اين مطلب نگريسته و يك عمل رذل و پستى مىداند و با كمال جدّيت به دولت مىگويم كه اين كار را بايد با كمال اهميت تلقّى كرد و خيلى جدّى دنبال كند .
( 74 ) - مرثيهء « كلنل محمد تقى خان پسيان » كه توسط ايرج ميرزا سروده شده :دلم به حالِ تو اى دوستدار ايران سوخت * كه چون تو شير نرى را در اين كنام كنند
تمام خلق خراسان به حيرتند اندر * كه اين مقاتلهء با تو را چه نام كنند
به چشم مردمِ اين مملكت نباشد آب * و گرنه گريه برايَت عَلى الدّوام كنند
مخالفين تو سرمستِ بادهء گلرنگ * موافقين تو خونِ جگر به كام كنند
نظامِ ما فقط از همّت تو داير بود * بيا ببين كه چه بعدِ تو با نظام كنند