برابر اين اتهام خود محتشم السلطنه سكوت كرد ، ولى « صمصام السلطنه » با گفتن اين جمله كه : « مىگويم بختيارىها بيايند و همه دمكراتها را بكشند » ، جواب قانعكنندهاى به سليمان ميرزا داد !
حسن اسفنديارى در ترميم كابينهء صمصام السلطنه ( 14 خرداد 1291 ) به وزارت داخله منصوب و پس از آن با گذشت مدتى بيكارى ، در تاريخ 26 مرداد 1292 در كابينهء « مستوفى الممالك » به وزارت ماليه رسيد .
پس از استعفاى مستوفى الممالك ، محتشم السلطنه باز چندى بيكار بود تا اينكه در 10 ارديبهشت 1294 در كابينهء اول « عين الدوله » مجددا به وزارت امور خارجه منصوب شد .
در اين اوقات پرنس « رويس » وزير مختار آلمان در ايران از سفر آلمان به تهران بازگشت و چند روز بعد كنت « كاينتز » اتاشه نظامى آلمان وارد تهران شد ، اين ايام مقارن بود با ورود « فن آتتر » وزير مختار جديد روسيه به تهران و محيط سياست خارجى در تهران بسيار حسّاس و ظريف بود . و در همين روزها « فن كاور » رئيس بانك استقراضى روس در خيابان چهار باغ اصفهان مورد سوءقصد واقع شده ، به قتل رسيد و سفارت روس به وزارت خارجه سخت اعتراض كرد . محتشم السلطنه ناچار خود به سفارت روس رفته ، اظهار تأسف و عذرخواهى نمود . عاقبت « عين الدوله » در مقابل فشارهاى سياسى مجبور به استعفا شد و « مستوفى الممالك » به رئيسالوزرايى انتخاب گرديد ( 26 مرداد 1294 ) ، محتشم السلطنه نيز همچنان در پست وزارت باقى ماند .
در دولت « مستوفى الممالك » ، فشار متفقين از سويى و فشار متحدين ازسوىديگر باعث مىشد تا دولت بىطرف نمانده و به نفع يكى از دو بلوك موضعگيرى كند ، بغض ديرين ايرانيان نسبت به روس و انگليس و تعديات و تجاوزات آنان و اعتماد به پيروزى نهايى امپراطورى آلمان باعث شد كه اتحاد با آلمان را ترجيح دهد ؛ در اين گرايش محتشم السلطنه كه در كابينهء « عين الدوله » با « پرنس رويس » وزير مختار آلمان مناسباتى بهمرسانيده بود ، تأثير داشت . سرانجام مذاكرات محرمانه و مهم مستوفى و محتشم السلطنه با « پرنس رويس » و « كاردف » منجر به عقد قرارداد محرمانه همكارى نظامى و اقتصادى با آلمان گرديد ( 10 نوامبر 1915 ) .
با آغاز جنگ جهانى اوّل و اشغال خاك ايران توسط متفقين ، جمعى از آزادىخواهان به « قم » مهاجرت كردند ، بنابراين بود كه پايتخت ايران از تهران به اصفهان منتقل شود ولى گروهى از رجال و احمد شاه قاجار نپذيرفتند ، در قم كميتهء « دفاع ملّى » تشكيل شد ، وزير
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 164
مساهمون: حسن مرسلوند
ص١٦٤