طرف اتابك گاهى براى اداى توضيحاتى در مجلس حاضر مىشد . در اواخر كابينهء اتابك براى رفع اختلاف مرزى ايران و عثمانى محتشم السلطنه برياست هيئتى عازم اروميه گرديد و پس از چندى از طرف محمد عليشاه قاجار ( مخلوع : 1288 خ ) ابتدا فرمان حكومت « تبريز » و سپس فرمان حكومت « اروميه » بنام وى صادر شد .
محتشم السلطنه در « اروميه » ماند و انجمن ولايتى را تقويت كرد ، امّا پس از چندى به دستور مركز ، انجمن ولايتى را بست و جلو تلاش مشروطهخواهان را گرفت . ازاينرو مشروطهخواهان با وى به ستيزه برخاستند ؛ سرانجام مجاهدان ، اروميه را در اداره و اختيار خود درآورده ؛ محتشم السلطنه و چند نفر از همكاران نزديكش را توقيف كردند تا وقتى كه « امير حشمت نيسارى » ، از « خوى » به « اروميه » تاخت و آنجا را تصرف كرده ، محتشم السلطنه و « ناظم الملك » را محترمانه به « سلماس » فرستاد و از آنجا او را روانه تهران كرد .
محتشم السلطنه پس از ورود به تهران در كابينهء دوّم مشير السلطنه ( 17 خرداد 1287 ) به سمت وزارت عدليه انتخاب شد ، كه اين پست را در ترميم كابينه ( دوّم تيرماه 1287 ) نيز همچنان حفظ كرد .
در واقعهء بمباران مجلس شوراى ملّى ( 1287 خ ) گرچه او عضو هيئت دولت بود و مسئوليت اين واقعه بعهدهء او نيز بود ؛ امّا با تلاشى كه او جهت استخلاص محبوسين باغشاه از خود نشان داد ، قدرى از گناه و تقصير خويش كاست .
پس از فتح تهران توسط مشروطهخواهان ( 1288 خ ) محتشم السلطنه چندى مخفى شد و سپس تحت حمايت سياسى « سيد عبد اللّه بهبهانى » از خفا خارج و آزادانه در مجامع سياسى كشور شركت جست .
حسن اسفنديارى در كابينهء دوّم مستوفى الممالك ( 6 آبان 1289 ) ابتدا تا 12 دى ماه 1289 وزير عدليه و پس از آن تا اسفندماه 1289 وزير خارجه بود .
محتشم السلطنه پس از استعفاى كابينهء « مستوفى » و روى كار آمدن سپهدار اعظم ( 20 اسفندماه 1289 ) مجددا به وزارت امور خارجه برگزيده شد ، ليكن عمر كابينهء « سپهدار » بسيار كوتاه بود و با ماجراى بازگشت محمد عليشاه مخلوع به ايران ، دولت سپهدار و شخص محتشم السلطنه از طرف دموكراتها و تندروها متهم به سازش با محمد عليشاه شدند ؛ بهطورىكه وقتى او در كابينهء صمصام السلطنه ( 7 آذر 1290 ) مجددا به وزارت عدليه رسيد ، در مجلس شوراى ملّى بهنگام معرفى هيئت دولت به مجلس ، « سليمان ميرزا اسكندرى » رهبر جناح « دمكرات » مجلس او را « مرتجع » ناميد و به صلاحيت او ايراد گرفت . هرچند كه در
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 163
مساهمون: حسن مرسلوند
ص١٦٣