چندين مجلّد مىشود . »
ستارهء كساء
علىّ ، اى نسيم گلشن ، ز ديار آشنايى ! * كه به آسمان عصمت ، تو ستارهء كسايى !
علىّ ، اى نويد و امّيد دل اميدواران ! * كه به جسم ما توانى و به چشم ما ضيايى !
تو امير مؤمنانى ، تو شفيع عاصيانى * همه مشكلات عالم ، ز كرم گرهگشايى
تو ولىّ و حجت اللّه و امام انس و جانى * تو وصىّ و جانشينى و پسر عمّ مصطفايى
همه نورى و سرورى ، همه عشقى و شعورى * خور روز عارفانى ، مه شام تار مايى
تو نويد صبح پيروزى خيل عاشقانى * چو به جبههء حقيقت بكنى هنرنمايى
به ميان موج توفان ، چو سفينهء نجاتى * به درون گلشن حقّ ، چو صحيفهء حيايى
تو صفاى چشمهء سبز درون باغزارى * تو شميم و عطر گلزار جنان جانفزايى
كه بهجز تو اى علىّ ، لايقِ خانهزاد حقّ بود ؟ * به خدا فقط تو مولود سراى كبريايى
تو ز مقدمت اماما ! شرف حرم فزودى * سر و جان ما فداى تو كه جان ماسوايى
نه خدايى و نه از او ، تو جدايى اى علىّ جان ! * دل من دهد گواهى ، كه تو مظهر خدايى
ز زلال كوثر حقّ ، قدحى به كام ما ريز ! * كه تو ساقى محبّان ضعيف و بىنوايى
سخنان تابناكت ، به فصاحت و بلاغت * همه گُمرهان عالم ، بنموده رهنمايى
به مديح و وصف ذات تو اگر كه عاجزم من * به ثناى من چه حاجت ؟ كه تو چشمهء ثنايى
همه آيههاى قرآن ، سخن از تو دارد ، آرى * تو مُراد حقّ تعالى ، ز نزول « هل اتى » يى
پى فتح كشور دين ، ز سر و ز جان گذشتى * كه شهيد كوفه ، بابِ شهداى كربلايى
بُوَد آرزوى « مظلوم » چو جميع عاشقانت * كه دمِ سپردن جان ، نكنى ز ما جدايى
شميم نرگس زار
پيكرت ، شاهكار زيبايىست * چهرهات ، ماهتاب دنياييست
ديدگان تو ، اختران شب * چين زلف تو ، موج دريايىست