تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦

نقد دل

اوّل سخن حديث دل ، سوختن است * لب از غم او به غير او ، دوختن است اين ناسَره نقد دل سودايى خويش * بازار هنر بردن و بفروختن است

چشمهء درد

از خويشتن خويش ، تهى بايد بود * پاكيزه چو ماه خرگهى بايد بود از چشمهء درد ، خون دل بايد خورد * بر درگهِ قرب جان ، رهى بايد بود

نماز

تن خوش‌بو كن به عطر گلريز نماز * جان آينه ، با نور دل‌آويز نماز پيوند تو استوار سازد با دوست * شب‌خيزى و نغمهء شب‌آويز نماز

گلشن سبز

زهرا گلِ نور شاخسار ايمان * رخشنده‌ترين زن تراز قرآن در گلشن سبز دامن خود پرورد * دو سرو سهى سرآمدِ هر دوجهان

چه كنم ؟

سرگشتهء سرنوشت خويشم ، چه كنم ؟ * آشفتهء خاطر پريشم ، چه كنم ؟ بار غم دورىات ، كشيدم امروز * فردا رانى اگر ز پيشم ، چه كنم ؟