كمال عروج
تو روح دلكش باران نوبهارانى * اميد سبز دميدن به جان بارانى
جلال رونق شعرى ، لطافت سحرى * جمال دختر صبحى ، كمال انسانى
شكوه صخره ، روان روح آب در دل رود * سكوت بيشه و فرياد خشم توفانى
شكفتن گُل صبح اندر آستين سحر * طلوع فجر ، به شام سياه هجرانى
مسيح مأذنه را در ديار وحدت عشق * تو تكيهگاه كلامى ، ترانهء جانى
نواى بلبل شيداى بوستان وجود * سرود زنجرهء سرخوشِ بيابانى
شهيد باديهء خون به قبلهگاه اميد * تواش كمال عروجى ، تو اوج عرفانى
تو خضر حيرتگرفتگان سلوك * به راه شبزدگان ، آفتاب تابانى
مرا اميد حياتى بهانهء رفتن * توان خواستنى ، لحظههاى پايانى
پيشكش
دوزخ كه شرار قلب بدخواهان است * رضوان كه نعيم رحمت يزدان است
بر دشمن و دوست پيشكش باد كه عشق * بالاتر از اين عوالم دونان است