رود و خواندن و نوشتن بياموزد ، بلكه در جوانى نيز گرفتار اعتياد ترياك گرديد ؛ تا جايى كه فقر و افيون او را از پاى درآورد . امّا جوششى در درونش او را به شكستن حصار اعتياد واداشت و به يكبار تصميم گرفت خود را از اين آفت جانسوز و خانمانبرانداز نجات بخشد و در اين رهگذر تا سرحدّ مرگ پيش رفت ، امّا موفّق گرديد و زندگى تازهاى آغاز كرد و ضمن كار روزانه ، كه همان خشتمالى بود ، خواندن و نوشتن را پى گرفت و در اين راه توفيق رفيق راهش گرديد .
يغما با كممايگى نشان مىدهد كه از استعداد و قريحهء كافى برخوردار بوده است .
جواد محقّق در اينباره مىگويد : « يغما معمولا راضى نمىشد كه اشكالات شعرى خود را رفع كند و اگر كسى به آنها اشاره مىكرد نمىپذيرفت و كسانى را كه به او ايراد مىگرفتند قبول نداشت و خود را در شعر برتر مىدانست و معتقد بود كه شعر او با همين افتوخيزها جاى خود را باز كرده و مىكند . شعر او اعضاى وجود او بودند ، او همانطور كه به سليقهء ديگران ، ظاهر خود را تغيير نمىداد ، شعر خود را به پيشنهاد ديگران اصلاح نمىكرد و اگر چنين مىكرد ، نادر بود . يغما وزن شعر را از طريق گوش فراگرفته بود و با تمرين زياد ، كمكم توانست ضعفهاى اساسى خود را در اين زمينه رفع كند . »
از حيدر يغما چند مجموعه شعر منتشر شده ، در سال 1349 مجموعهاى به نام « اشك عاشورا » به چاپ رسيد و در سال 1359 مجموعهء ديگرى به نام « گلچينى از غزليّات حيدر يغما » طبع و نشر شد و در سال 1365 گزيدهاى از اشعارش به نام « سيرى در غزليّات حيدر يغما » به چاپ رسيد و آخرين كتابى كه دربارهء شرح حال و اشعار او بنام « شاعر خشتمال » طبع و نشر شد در سال 1373 به همراه 4500 بيت از اشعار او بود .
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 774
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص٧٧٤