تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 767

مساهمون:

ص٧٦٧
كسى از ماوراى دهر * توانست ار نگاهى كرد خود از محدودهء بُعد ششم بيرون تواند شد . * فقط انديشه‌ها را مىشناسم ، هان ! كه بر ديروز و امروز و به فرداها * همانند مدار بىنهايت‌ها محيط دهر مىگردد - * همان انديشه‌ها دستم گرفت و راه مىرفتم درون مويرگ‌هاى همان نوزاد * - كه مىخواندند : « ماندلا » گذرگاهى ، چنان مويى * - به معنى ، وسعت كيهان بىپايان . من از آنجا گذر كردم . * مرا همراه بود آن شير دهان ذرّه‌هاشان باز * شنيدم بر لبان ذرّه‌ها بانگى گريزان بود سرود بامداد عشق و آزادى همىخواندند .