شگفت انديشههاى آسمانى نقشها دارد . * مسلمانم ، ولى سوگند بر قرآن
كه از انجيل و تورات و اوستا نيز * بسى گلواژههاى عشق و ايمان را
به قاموس دلم بنشاندهام بارى - * كه آن گلواژهها تفسير عشق آسمانى را ،
سرود بامداد رويش شوق نهانى را ، * براى جانشينان خدا در عالم خاكى ،
به آهنگى چنان چون ناى مولانا ، * هميشه بازمىخوانند .
سفرى با سمند روح
سمند روح من اينك : * گرفته گردهء خود بار سنگين امانت را .
به گَرد راه او منگر * نگر كز اصطكاك نعل او با هر سيهسنگى
هزاران اخگرى بيرون جهد ، روشن * بيا آن سنگ بشكافيم
برون آريم خورشيد نهانش را .
براى بيدارى وجدانها
هلا ! * اى دل سياهان برون روشن ،
شما اى روى روشنهاى دلچركين ،