قلبم از آن گرفت كه آن يار سربلند * در پاى خود نديد گُلافشانى مرا
راز بزرگ رنج مرا كشف مىنمود * مىخواند اگر كتيبهء پيشانى مرا
اى شور عشق ! در تب خود مىسرايمت * گر واكنى دهان غزلخوانى مرا
مژده
مژدهاى اى دل كه ياران مىرسند * از دل صحرا سواران مىرسند
در كوير غم به داد تشنگان * آن سواران همچو باران مىرسند
از پى تاراج خونين خزان * گل به دامن ، نوبهاران مىرسند
مىشكوفند از چمن گلهاى سرخ * عاشقان شاد از كناران مىرسند
لالهها در كوه و صحرا مىدمند * آهوان بر چشمهساران مىرسند
صبح و خورشيد و سپيده در رهند * از پى هم ، شبشكاران مىرسند
قاصدكها پَركشان از هر كران * با پيام وصل ياران مىرسند
روزگار غم نمىپايد بسى * غمگساران ، غمگساران مىرسند
ترانهء لالايى
لالا كن كودكم ، بيدارى تلخه * لالا كن طفلكم ، هشيارى تلخه
تو خيلى كوچكى ، زوده بدونى * كه نيشِ خار و طعمِ خوارى تلخه
بخواب دخترك من * بخواب شاپرك من
الهى خير نبينه دشمن تو * كه مثل بيد مىلرزه تن تو
تنت برگ گُله ، طاقت نداره * بشه پوست تنم پيراهن تو
بخواب دخترك من * بخواب شاپرك من
نترس از شب كه خورشيدى تو راهه * همون خورشيد كه سردار سپاهه
مياد و خنده سوغاتى مياره * گل شادى توى باغچه مىكاره
بخواب دخترك من * بخواب شاپرك من