تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 736

مساهمون:

ص٧٣٦
ذكايى از سال 1337 هنگامى كه در دبيرستان به تحصيل اشتغال داشت ، قريحهء شعر در او بيدار گشت و از سال 1344 اشعارش در مطبوعات به چاپ مىرسيد . وى كه تخلّص « هومن » را براى شعرش برگزيده ولى هيچ‌گاه از آن استفاده نمىكند ، از شعراى نوانديش و مضمون‌آفرين است و در شيوهء كلاسيك و نو ، هر دو ، طبع‌آزمايى مىكند و در ميان انواع شعر كلاسيك به غزل‌سرايى و دوبيتى رغبت بيشترى نشان مىدهد و غزل را بهترين نوع شعر مىداند و در اين رهگذر به نوآورى واژه‌ها و تركيب‌ها و تعابير جديد مىپردازد و مىتوان گفت شيوهء كارش همچون سيمين بهبهانى و منوچهر نيستانى و محمّد على بهمنى و حسين منزوى مىباشد . هومن از سال 1350 مدّتى به كار ترانه‌سرايى پرداخت كه از آن جمله است : « كاروان شهيد » با صداى شهرام ناظرى و « در آن سپيده » با صداى فريدون فرّهى و چند ترانه ديگر با صداى هايده و خوانندگان ديگر از فعّاليّت‌هاى او به شمار مىرود . هومن دربارهء شعر خود اين‌گونه مىنويسد : « ترجيح مىدهم كه روى اين كارها اسم شعر نگذارم ، كه فى الواقع شعر از كجا و اين حرف‌هاى منظوم از كجا ! فكر مىكنم در سرزمينى كه از دير و دور تا امروز ، سرفرازان بلندانديشى راه شعر و شاعرى را تا نهايت شور و شگفتى در نور ديده‌اند ، نوشتن اين تمرين‌هاى شاعرانه چه مىتواند باشد ، جز رونويس كردن افكار بلند آنان ؛ آن هم با چاپ و عكس در كنار شعر ؟ مىتواند شعر را پررنگ‌تر كند ؟ يا موجب رسوايى بيشترى خواهد شد ؟ »

فراموشان و خاموشان

يادى از ما نكند كس ، كه ما فراموشانيم * ما فراموش از آنيم ، كه خاموشانيم داغ‌دارانِ در آتش شده با تهمت عشق * لالهء سر زده از خون سياووشانيم در غم عشق كه چون باد شد و بازنگشت * اى دل خون‌شده ، ما نيز سيه‌پوشانيم اى گل سرخ ، صبوح سحرى نوشت باد * كه من و مرغ شب از خون جگر نوشانيم فكر توفان گذرد از سر آشفتهء ما * ابر بارانى با باد هم‌آغوشانيم