تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 733

مساهمون:

ص٧٣٣
جز نكبت پاييز غم‌انگيز چه گويد * مرغى كه صفايش ندهد سبزه و باغى زين جور كه بر اهل « هنر » مىرود امروز * نه حال دلى مانده ، نه احوال دماغى

تو و آيينه

تو و آيينه را مىگويم ، آرى * تو و آيينه را هنگام بىخويش هنگامهء ديدار * صفاتان باد جاويدان نثار لحظهء ديدارتان باد ! * هزاران بوسهء پيغام تو را آيينه مىبيند براى خويش و * چون جانت نگه دارد تو هم مىدانم ، آرى * محو در آيينه مىگردى براى من كرم كن مهربانا ! * بيش از منم شرمگين بخش ببين آينه‌ات را * گاه‌گاهى هم به جاى من .

مه‌دود

آسمان آبى نيست * دشت بىسبزينه‌ست ديگر البرز * نه آن هيبت ديرين دارد .