تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 730

مساهمون:

ص٧٣٠

ياغى

بميرم چنين بىقرارت نبينم * سراسيمه در انتظارت نبينم شنيدم كه از درس ياغى شدستى * خجل پيش آموزگارت نبينم سراغ مى و كوى ميخانه گيرى * الهى بميرم ! خمارت نبينم به غم آشنا شد دلت ، خون بگريم * كه چون خويش بىغم‌گسارت نبينم بهار منا ، اى گل لادن من ! * چنين خسته از روزگارت نبينم شكستى سر زلف و دل‌ها شكستى * شكستى چو زلفت به كارت نبينم خزان جلوه دادى بهارى گلش را * تو اى عشق ! ديگر بهارت نبينم ز گيسوى آن نازنين قصّه گفتى * نسيما ! دگر مشكبارت نبينم « هنر » بىقرار از غمت بود و گفتا * بميرم ، چنين بىقرارت نبينم

بهترين بهانه

تو آخرين ترانهء منى * امّيد جاودانهء منى لطيف و دلكش و مهربان * نواى عاشقانهء منى سبك چو خواب سبز بوته‌اى * شكوفه‌اى ، جوانهء منى به عمر هرچه بود قصّهء تو بود * پريوش فسانهء منى ز خانهء خيالم آگهى * شعور شاعرانهء منى گهى به اوج مىبرى مرا * فضاى عارفانهء منى دمى به عمق مىكشانىام * كه بحر بىكرانهء منى چو با منى ، سراغ از كه گيرمت * تو آنِ بىنشانهء منى در اين زمان پرهراس و بيم * قرار و امن خانهء منى براى زيستن امّيد جان * تو بهترين بهانهء منى