شهره شد در علم و تقوى و فضيلت * آسمان عشق را تكاختر آمد
در شجاعت بىنظير و در سخاوت همچو دريا * حامى بيچارگان بر مصطفى همسنگر آمد
شهسوار بدر و يار مصطفى در شام هجرت * شير يزدان شاه مردان حيدر آمد حيدر آمد
عرش لرزيد از خلوص مرتضى گاه شهادت * چون به محراب عبادت تيغ كينش بر سر آمد
چون على ديگر نيايد بر جهان آزادمردى * شاه مردان بُد ، همسنگش كجا در خاطر آمد
تقديم به حضرت فاطمه عليها السّلام
فاطمه اى سرور هوشيار من * شمع روشن ديده بيدار من
خوش نجابت را تو معنا دادهاى * عشق حق در سينهها جا دادهاى
اى چراغ روشن راه نبى * پاسدار حرمت و جاه نبى
باوفايى باصفايى عادلى * زندگى مصطفى را حاصلى
روشنىبخش شبستان على * با على تنها فقط تو همدلى
سوختى از آتش نامردمى * زد شرر بر تو غم بىهمسرى
عمر كوتاهت بسى پردرد بود * حاصل آن نغمههاى سرد بود
در به پهلويت زند يك بىحيا * رفت از دنيا دگر رسم وفا
محسنت آهنگ رفتن كرد زود * ديد او دنيا ندارد هيچ سود
گشت زينب مادر طفلان تو * اوست تنها نسخه ايمان تو
گه حسن از غصه زارى مىكند * گه حسينت بىقرارى مىكند
بينوا زينب چه گويد از غمت * با كه گويد قصههاى ماتمت
از چه نالد دخت تنهاى على * با كه گويد شرح غمهاى على
سوزم از حال و هوايت فاطمه * خوانم از غم در رسايت فاطمه
بر همه زنهاى عالم سرورى * ساقى مهروى حوض كوثرى
مادرى تو مادرى روشنگرى * تو « هما » را رهنمايى رهبرى