خدا
اى خداى آسمانها اى پناه بىپناهان * اى چراغ كهكشانها اى اميد بىقراران
تا به كى آهنگ زارى تا به كى رنج فراوان * روزها گشتند چون شب اى ره اميدواران
با تو مىگويم من امشب دردهاى بىشمارم * از تو مىخواهم مدد اى رهنماى كامياران
من سراسر رنج و حرمان ، تو اميدم در جهانى * با تو گفتم راز دل ، اى تو پناه رازداران
من همه تنهايىام رنج درونم را تو دانى * شاهدى بر درد من اى شهريار شهرياران
جز تو كس را نيست محرم بر دلريشم خدايا * چون « هما » يم بال بسته ، اى تو اوج كوهساران
طاقتم را كن فزون تا باز با ، هجران بسازم * يا بيايم سويت اى محبوب من اى شوق ياران
طلوع محمد صلّى اللّه عليه و آله
محمد طلوع هويداى حق * محمد خروش تواناى حق
محمد سرآغاز رؤياى عشق * محمد امين شكيباى حق
محمد اميدى به شبهاى جهل * محمد شكوه پرآواى حق
پيامآور راستى در جهان * محمد سروشى به درياى حق
بود دُر ارزنده پرفروغ * همان چهره عالمآراى حق
ز درگاه يزدان چو اقرأ شنيد * وجودش بلرزيد در پاى حق
بنا كرد بنيان آن انقلاب * توانمند آن پير داناى حق
« هما » مدح او گفت از ناى جان * چو از عشق شد مست آواى حق
به مناسبت تولد حضرت على عليه السّلام
امشب اى ياران طلوعى ديگر آمد * بر سر شاهان عالم افسر آمد
شد على روشنگر كاخ ولايت * مصطفى را همرهى چون حيدر آمد
كعبه نورانى است امشب از قدومش * زوج پاك دختر پيغمبر آمد
مظهر ذات خدا آمد به دنيا * بر دوعالم مؤمنان را رهبر آمد