تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 712

مساهمون:

ص٧١٢
باران اشكم روى گور دل چكيده * بر خاك سرد و تيره‌اى پاشيده شبنم من ديده بر راه شما دارم كه شايد * سر بركشد از خاك‌هاى تيرهء غم
* * *
من مرغك افسرده‌اى بر شاخسارم * گل‌پونه‌ها ، گل‌پونه‌ها چشم انتظارم مىخواهم اكنون تا سحرگاهان بخوانم * افسرده‌ام ، ديوانه‌ام ، آزرده‌جانم
* * *
گل‌پونه‌ها ، گل‌پونه‌ها ، غم‌ها مرا كشت * گل‌پونه‌ها آزار آدم‌ها مرا كشت گل‌پونه‌ها نامهربانى آتشم زد * گل‌پونه‌ها بىهمزبانى آتشم زد
* * *
گل‌پونه‌ها در باده‌ها مستى نمانده * جز اشك غم در ساغر هستى نمانده گل‌پونه‌ها ، ديگر خدا هم ياد من نيست * همدرد دل ، شب‌ها بجز فرياد من نيست
* * *
گل‌پونه‌ها آن ساغر بشكسته‌ام من * گل‌پونه‌ها از زندگانى خسته‌ام من ديگر بس است آخر جدائىها خدا را
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 712 | سيد محمد باقر برقعى