تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 624

مساهمون:

ص٦٢٤

خط جور « 1 »

ز آن روشنى جمال و آن نور * حرفيست مرا و چشم بد دور ! با من همه آشكار گويند * زيبا صنميست ثانى هور حسنى كه تو راست ، بر حذر باش * از چشم حسودكان بود شور اين حسن جمال دايمى نيست * مىباش هميشه شاد و مسرور بس گل به چمن دميد و پژمرد * وز ديده نهفته گشت و مستور اين يك‌دم عمر دان غنيمت * مىباش هميشه شاد و مسرور با يار وفا كن و صفا دار * قربان تو و آن دو چشم مخمور برتر ز ميى ، مست گردند * نوشند فراتر از خطِ جور آن نرگس چشم ، مستى آرد * بر من كه تويى نشانهء حور گامى نگهى به دوست مىدار * كافتاده به زير پاست چون مور گفتار « و داد » اگر رسا نيست * عيبش مكن و بدار مقدور

انتظار

اى يار نازنين ! جانم فداى رويت * بس خسته‌دل نشينم ، بر خاك پاك كويت كاش اى نگار زيبا ، ظاهر شوى فريبا * تا شادمان ببينم ، رخساره نكويت آيا شود كه روزى گردد مرا حاصل ؟ * دل بر كفم نهاده ، گيرم رهم به كويت ناديدن رخ تو ، تا كى كنم تحمّل ؟ * صبر از دلم ربايد ، گيسوى مشك‌بويت بس وعده‌ها كه دادم تا رام گردد اين دل * يك‌دم رضا نگشته ، باشد به جُست‌وجويت اى مظهر كرامت ، در من نگر به رأفت * زين بيشتر نمانم ، در بند آرزويت
هامش
( 1 ) - بايد دانست كه در ادبيّات فارسى جام جم را داراى هفت خطّ دانسته‌اند : ( 1 ) خطّ جور ، ( 2 ) خطّ بغداد ، ( 3 ) خطّ بصره ، ( 4 ) خطّ ازرق ، ( 5 ) خطّ ورشكر ، ( 6 ) خطّ كاسه‌گر ، ( 7 ) خطّ فرودينه . و گوينده خطّ لب جام را ازآن‌جهت « خطّ جور » نام نهاده‌اند كه چون خواهند حريف را بيندازند تا خطّ جور پر كرده ، به دو دهند . ( آيين مزديسنا و ادب فارسى ، محمّد معين ، ص 446 )
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 624 | سيد محمد باقر برقعى