بخواند .
نمونههاى زير از شعر اوست :
گفتوگوى عشق
بالابلند گلبن زيباى كوى عشق * پيچد ز ياس زلف تو در كوى بوى عشق
بگذار از بهار تنت بگذرد نسيم * تا پر شود ز عطر تو يكباره كوى عشق
از غارت خزان چه غمت ؟ چون مكيده است * آب حيات گلبن حسنت ز جوى عشق
هرجا تويى ، بهار من آنجاست ، پس بيا * تا پر كنيم ساغر خود را سبوى عشق
باكى ز نام و ننگ مبادت ، چرا كه هست * از آبروى رفتهء ما آبروى عشق
آرى ! بيا ز بال خود اين بند بگسليم * پر وا كنيم چون دو كبوتر بهسوى عشق
در جُستوجوى دانه و آب آنچه رفت ، رفت * ماييم بار ديگر و ميدان و گوى عشق
در دوردست خاطره با شهپر خيال * پر مىكشم به بوى تو در جستوجوى عشق
يادى اگرچه از منِ تنها نمىكنى * هرگز مباد بىتو مرا گفتوگوى عشق
درياچه
رنگ شب نقرهگون ز تابش ماه * آسمان دُرنشان ز اخترها
كهكشان بارى از ستاره به دوش * داشت بيش از گمان باورها
*
نورى آرام از ستاره و ماه * روى ايوان كلبه مىتابيد
او مرا در كنار و ، پيدا بود * از گريبان وى دو گوى سپيد
*
من كه هرگز گمان نمىبردم * لذّت بوسهاى ز جام لبش
حال ، زين اشتياق مىسوزم * كه در آغوش آورم به شبش
*