دوبيتى
شُكوهِ سوزِ ققنوس ، از پَرِ توست * سياوش ، كشتهء يك آذرِ توست
جهان در آتشى مىسوزد اى عشق ! * « تمامِ فتنهها ، زيرِ سرِ توست »
قدم آهسته
بر پيشانى زمان نوشتهاند : « شتاب » را . * امّا تو بياموز « قدمْ آهسته » را .
*
زمان ، با داسِ « ثانيه » * ديروزِ ما را
- چون علف هرزى درو كرد .
*
چشم بگشا * ور نه !
تازگىِ شورِ امروزت * - نيز
همين فردا * - بيات خواهد شد .