تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 573

مساهمون:

ص٥٧٣
*
از ما كه گذشت ، زندگى كوهى بود * يك‌لحظه خوشى و باز اندوهى بود من ، دل‌خوشىام به كوه اندوهم ، آه * زين گونه در اين ديار انبوهى بود
*
از ما كه گذشت ، تو كجا و دل ما ! * معبود كجا و بت آب و گل ما ! افسوس صد افسوس صد افسوس افسوس * تسليم كجا و سجدهء باطل ما !
*
از ما كه گذشت ، اى دل ديوانهء ما * سيمرغ كجا و بوم ويرانهء ما ! انصاف بده ، هر دو بسوزيم جدا * ققنوس كجا و پر پروانهء ما !
*
از ما كه گذشت ، « قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ » * فرياد بزن به عرش : « اللّهُ صمد » اين آدم پرسوخته كار خود توست * از توست كه بر توست چه خوب است و چه بد
*
از ما كه گذشت ، ماه ديدى چه گذشت ؟ * شام و سحر و پگاه ديدى چه گذشت ؟ در حسرت يك نگاه من بر سر راه * ديدى چه گذشت آه ! ديدى چه گذشت ؟
*
از ما كه گذشت ، طرد بوديم ، چه باك * در پاى نسيم ، زرد بوديم ، چه باك گفتند كه پاييز به راه است بگوى * ما را كه هميشه زرد بوديم ، چه باك
*
از ما كه گذشت ، اشك لايق نشديم * اسطورهء خونين شقايق نشديم يك‌عمر به نام عشق شهوت رانديم * يك‌لحظه به نام عمر عاشق نشديم
*
از ما كه گذشت ، عاشقى پيشه كنيد * در سينهء خوبان ، جهان ريشه كنيد
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 573 | سيد محمد باقر برقعى