تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 572

مساهمون:

ص٥٧٢
در انزواى خستهء فرداى عاشقيم * از ازدحام و جوشش و اميد كس نگفت
*
اينجا كنار گويش محزون انزوا * بر شانه‌هاى خيس تو در خواب مىشدم با واژه‌هاى عاطفه از سينهء سلام * بر گونه‌هاى شيشه‌اىات آب مىشدم
*
امشب به روى گونهء تب‌دار بىكسيم * با بغض بغض خاطره تكرار مىشوم با لاىلاى خاطره‌ات خواب و بعد از اين * با شعله‌هاى حادثه بيدار مىشوم
*
در انتظار قاصدكى ، باز عاشقم * تا طرح ناب رويش دستان آبىات اينجا خمار جام‌هاى لبالب ز آتشم * از شعله‌هاى سركش چشم شرابىات

عاشقانه‌تر

دوباره من ، چه منى ؟ عاشقانه‌تر امروز * كه بازهم سخنى عاشقانه‌تر امروز هميشه روح عاشق من مىنوشت ، امّا باز * منى كه توست ، منى عاشقانه‌تر امروز نه روى گنبد چشمان تو دلم خوش بود * به بال‌وپرزدنى عاشقانه‌تر امروز كه باز مىكشىام در نگاه و مىپوشم * به شوق تو كفنى عاشقانه‌تر امروز درست مثل هميشه كه مىشدم بيدار ؟ * نه آن شدن ، شدنى عاشقانه‌تر امروز

از ما كه گذشت

از ما كه گذشت ، عمر سرخوردهء ما * راضى نكند تو را به‌جز مردهء ما شب خلوت كوچه ، گزمكان در خوابند * اى دشنه ! كجاست بهتر از گردهء ما ؟
*
از ما كه گذشت ، فلك امداد بكن * از عاشق ديرينهء خود ياد بكن بر حال نزار زائرت زار بزن * از دست خداى عشق فرياد بكن