تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 567

مساهمون:

ص٥٦٧
گردم اگر كه محروم ، از ديدن رخ تو * از سوز دل برآرم ، فرياد و ناله امشب دست دعا برآرم ، تا كام دل برآيد * بر درگه خداى ، جلّ جلاله امشب اى « نيك‌دل » چه زيبا اين چامه را سرودى * در وصف آن نويسند صدها مقاله امشب

بهاريّه

فصل بهار مىرسد ، جلوهء نسترن نگر * جانب باغ رو پسر ! كودك و مرد و زن نگر سبزه و گل ز هر طرف ، داده صفا به باغ‌ها * لالهء ارغوان ببين ، سوسن و ياسمن نگر هر طرفى نظر كنى ، ماه‌وشى روان بود * عشوه‌گران خوب‌رو ، دلبر سيم‌تن نگر افتد اگر گذار تو ، باز دمى به بوستان * قمرى خوش‌ترانه را ، بلبل نغمه‌زن نگر ريزش جويبارها ، چشمه و كوهسارها * برده ز كف قرارها ، دشت پر از چمن نگر بانگ نى و نواى آن ، بربط و ساز مطربان * صوت خوش هزارها ، طوطى خوش‌سخن نگر چشم سياه و مست او ، داده به باد عمر من * گيسوى مشك‌فام او ، زلف پر از شكن نگر قاصد بام و كوى او ، مژدهء وصل مىدهد * باور اگر نمىكنى ، لعبتى از ختن نگر جشن بهار و روز نو ، زنده كند گذشته را * ياد ز جام جم نما ، سنّت بس كهن نگر دشمن اگر طمع كند ، بر وطن و ديار ما * خيل دلاوران ما ، رستم پيل‌تن نگر شسته شود غبار غم ، از رخ داغدار ما * غصّه و غم به سر رسد ، خرّمى وطن نگر « نيك‌دل » از شرار غم ، شمع وجودش آب شد * پيرى زودرس ببين ، سوزش و سوختن نگر

خوش گفتى

شرابى از تو مىخواهم كه ويرانم كند امشب * ز بدمستى اسير بند و زندانم كند امشب شرابى تا بسوزاند سراپاى وجودم را * چو دانه در درون تاوه بريانم كند امشب شرابى تا به رغم اينكه تسكين مىدهد غم را * سر خوان غم و اندوه ، مهمانم كند امشب شرابى آن‌چنان گيرا و مردافكن كه تأثيرش * غمى بر دل فزايد ، بلكه گريانم كند امشب درانم پردهء آزرم را ، از مى سخن گويم * ز آزرم و حيا بىحدّ پشيمانم كند امشب