گل اگر چاكچاك مىرويد * قلبِ صدپارهء تو مىبويد . . .
*
تو ز خود عارفانه كوچيدى * عشق را در بهار جان ديدى
هم ركاب شهاب راندى تو * سِحر آيات آب خواندى تو
كهكشان دل از تو نور گرفت * شور از خود شدن ، شعور گرفت
آه ، من آب را چه مىفهمم ! * روح مهتاب را چه مىفهمم !
آه ، امشب چه كهكشان شدهام ! * آه ، خورشيد آسمان شدهام !
ساحل درد
بر ساحل درد ، سايهء بيدم من * تنديسهء آبشار ترديدم من
زينسان كه ز چشمان تو مىنوشم راز * تا صبح دمد ، هزار خورشيدم من
رفت . . .
بر سينهء مرگ ، زخم كارى شد و رفت * شرّابهء بارش بهارى شد و رفت
شب را ز هراس روشنايى انباشت * در باور آفتاب ، جارى شد و رفت
گل خورشيد
چندى به غم ، ار دلم گرو خواهد شد * اين كهنه رداى فصل نو خواهد شد
امروز ستاره در زمين مىكاريم * فردا گل خورشيد درو خواهد شد