عشق خدا
تو مرا از خودم جدا كردى * بيمهام به عشق خدا كردى
پيكرم ز خون لاله روياندى * لالهها را تو باوفا كردى
نگاه
نگاهى بر نگاهم مىكنى باز * بگو يادى ز آهم مىكنى باز
ميان لالههاى سرخ عشقت * نگاهى گاهگاهم مىكنى باز
انتظار
بىتو دانى چسان بىقرارم * چهرهات سينه را مىنگارم
آزمودى مرا با نگاهت * چشم تو در من و انتظارم
شوق ديدن
هر شب از شوق ديدن خوبم * پاسبان شهر و خانهها بودم
تا كه مىديدمش ز انتهاى غروب * پيكرش روى شانه مىسودم