تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 525

مساهمون:

ص٥٢٥
به حياطِ غم و حسرت بروم * ماهىِ حوضِ حياطم ، دلش از رفتنِ من سخت شكست شاخهء گيلاسى ، لبِ پاشويه نشست * و به آوازِ حزين گفت : از اين شهر نرو چه كسى بىتو مرا ناز كند ؟ * من براىِ دلِ آن ماهىِ پُرمهر دلم مىگيرد من براىِ غمِ آن شاخهء گيلاس دلم مىگيرد * دستِ تقدير جدا مىكَنَدم از همهء خواهشها باز بر پنجرهء غم‌زده‌ام مىنگرم * نفسِ سردِ جدائى به دل نازكِ او مثلِ شمشيرِ بلا رفت فرو * حيف از آن شيشهء دل‌نازكِ من من ، از آن‌سوىِ زمان مىخوانم * يك شب از اين شبها دل منهم چو دل پنجره‌ام مىميرد .