تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 524

مساهمون:

ص٥٢٤
بىتو و بىما و من باز بهاران شود * نيك غنيمت شمار لحظهء عمرِ گران

مى ناخورده مست

من آن ديوانهء دُردىپرستم * من آن مست از مىِ جامِ الَستم من آن قلّاش و مجنونم به ظاهر * من آن رندم كه مِى ناخورده مستم گريزانم ز قيل و قالِ مكتب * به پيشِ پيرِ مىخواران نشستم هرآن جامى كه او فرمود خورديم * از آن پيمانه صد پيمان شكستم به مستى سر به درگاهش نهادم * كه پيشِ پيرِ دُردىنوش پَستم رداىِ بيخودى بر من چه زيباست * دوصد پشمينِ زهد از تن گسستم از اين دولت كه بر ما عشق دادست * محبّى بىغشم زيباپرستم حريفانم به صورت دل ببندند * دل خود بر جمالِ يار بستم چو از احوالِ ما ادراكشان نيست * گمان دارند من ديوانه هستم بسى گفتم همىگويم بدانيد * من آن ديوانهء دُردىپرستم

دل پنجره

كسى از پنجرهء كوچكِ من * نفسِ سردِ جدائى ، ها ، كرد كسى انگار مرا مىخواهد * كسى به تاريكىِ شبها ببرد او صدا مىزَنَدم : زود بيا ! * چمدانِ غم و تنهائىِ خود را به بغل مىگيرم * تا كه از پلّهء محنت