تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 503

مساهمون:

ص٥٠٣
ابر ظلمت چهرهء خورشيد را پوشانده بود * حقّ ز باطل كى جدا مىشد ؟ اگر زينب نبود خون هفتاد و دو تن عشّاق دشت نينوا * پايمال اشقيا مىشد ، اگر زينب نبود در دل آتش ، امام ساجدين جان مىسپرد * قطع نسل مصطفى مىشد ، اگر زينب نبود از تف خورشيد و هُرم آتش و سوز عطش * جمع طفلان را چه‌ها مىشد ؟ اگر زينب نبود هر طرف طفلى ز شاه دين پريش و تشنه‌كام * در بيابان‌ها رها مىشد ؟ اگر زينب نبود بر اسيران در مسير شام از جور عدو * محنت بىانتها مىشد ؟ اگر زينب نبود پيكر پاك رقيّه دور از غسل و كفن * دفن در ويران‌سرا مىشد ؟ اگر زينب نبود از بيان خطبه‌هاى كوفه و بزم يزيد * كى حقايق برملا مىشد ؟ اگر زينب نبود انعكاس بانگ حق‌جويانهء پور علىّ * كى برون از نينوا مىشد ؟ اگر زينب نبود از قيام كربلا ، منظور محو ظلم بود * درك اين مطلب كجا مىشد ؟ اگر زينب نبود متن خون رنگ كتاب كربلا « نوراييا » * بىگمان كم‌محتوا مىشد ؟ اگر زينب نبود

نذر ابو الفضل عليه السّلام آب

افتاد چشم نافذ تو چون به روى آب * خشكيد از شرار نگاهت گلوى آب دستت به آب خورد و دو چشمت نظاره كرد * ناخورده آب ، ديده گرفتى ز روى آب بوسيد آب دست تو را و به گريه گفت * مُشتى بنوش ، تا نرود آبروى آب ! از شرم ، آب كف به لب آورد و ناله كرد * چون ريختى تو آب نخورده به روى آب دادى دو دست و ديده و سر ، تا مگر شوند * سيراب كودكان حرم از سبوى آب تا شد نشان تير بلا چشم و مشك تو * ماندند تشنگان همه در آرزوى آب « نوراييا » ز خاطره‌ها كى رود برون * فريادهاى « العطش » و گفت‌وگوى آب

درس انقلاب

تا دست دل به دامن مولا گرفته‌ايم * در كوى عشق منزل و مأوا گرفته‌ايم