ابر ظلمت چهرهء خورشيد را پوشانده بود * حقّ ز باطل كى جدا مىشد ؟ اگر زينب نبود
خون هفتاد و دو تن عشّاق دشت نينوا * پايمال اشقيا مىشد ، اگر زينب نبود
در دل آتش ، امام ساجدين جان مىسپرد * قطع نسل مصطفى مىشد ، اگر زينب نبود
از تف خورشيد و هُرم آتش و سوز عطش * جمع طفلان را چهها مىشد ؟ اگر زينب نبود
هر طرف طفلى ز شاه دين پريش و تشنهكام * در بيابانها رها مىشد ؟ اگر زينب نبود
بر اسيران در مسير شام از جور عدو * محنت بىانتها مىشد ؟ اگر زينب نبود
پيكر پاك رقيّه دور از غسل و كفن * دفن در ويرانسرا مىشد ؟ اگر زينب نبود
از بيان خطبههاى كوفه و بزم يزيد * كى حقايق برملا مىشد ؟ اگر زينب نبود
انعكاس بانگ حقجويانهء پور علىّ * كى برون از نينوا مىشد ؟ اگر زينب نبود
از قيام كربلا ، منظور محو ظلم بود * درك اين مطلب كجا مىشد ؟ اگر زينب نبود
متن خون رنگ كتاب كربلا « نوراييا » * بىگمان كممحتوا مىشد ؟ اگر زينب نبود
نذر ابو الفضل عليه السّلام آب
افتاد چشم نافذ تو چون به روى آب * خشكيد از شرار نگاهت گلوى آب
دستت به آب خورد و دو چشمت نظاره كرد * ناخورده آب ، ديده گرفتى ز روى آب
بوسيد آب دست تو را و به گريه گفت * مُشتى بنوش ، تا نرود آبروى آب !
از شرم ، آب كف به لب آورد و ناله كرد * چون ريختى تو آب نخورده به روى آب
دادى دو دست و ديده و سر ، تا مگر شوند * سيراب كودكان حرم از سبوى آب
تا شد نشان تير بلا چشم و مشك تو * ماندند تشنگان همه در آرزوى آب
« نوراييا » ز خاطرهها كى رود برون * فريادهاى « العطش » و گفتوگوى آب
درس انقلاب
تا دست دل به دامن مولا گرفتهايم * در كوى عشق منزل و مأوا گرفتهايم