با دو صد ناز آورى نام پياز و رنگ او را * اين جواب از بهر دامن مىكنى ، بهبه چه نازى !
نازم آواز خوشت كآيد برون از جاى گرمى * جاى ضربى خالى و آهنگ روحافزاى سازى
گر مرا انبارى از اين تحفهء عصر طلايى * بود ، تا مردن نبودم جز خدا بر كس نيازى
اين رفيق « سير » چون اكسير ناياب است بايد * بهر دست آوردنش سگدو زنى ، هر سو بتازى
آرزو دارم به زودى تا برآيد آرزويت * ز آنكه در جيب من مفلوك اكنون نيست قازى
نمرديم و ديديم
نمرديم و ديديم گوشى شنيد * پس از سالها بانگ و فرياد ما
چه مىشد اگر ديگران هم دمى * پى چاره بودند با ياد ما
و يا وضع بازار هم اندكى * در اينباره مىكرد امداد ما
فلان زيد روشور جاى پنير * نمىكرد قالب به افراد ما
دو سيرى نمىپخت خباز اگر * ز بىناخنى نان آزاد ما
نمىداد بزاز بنجل به خلق * تقلب نمىكرد قناد ما
رگ و ريشه قصّاب در چرخ گوشت * نمىريخت كارد برون داد ما
نمىكرد گر جا على بىخرد * پى نفع خود جعل اسناد ما
در اين شهر ديگر ديارى نبود * به آبادى شهر آباد ما