تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 489

مساهمون:

ص٤٨٩
با دو صد ناز آورى نام پياز و رنگ او را * اين جواب از بهر دامن مىكنى ، به‌به چه نازى ! نازم آواز خوشت كآيد برون از جاى گرمى * جاى ضربى خالى و آهنگ روح‌افزاى سازى گر مرا انبارى از اين تحفهء عصر طلايى * بود ، تا مردن نبودم جز خدا بر كس نيازى اين رفيق « سير » چون اكسير ناياب است بايد * بهر دست آوردنش سگ‌دو زنى ، هر سو بتازى آرزو دارم به زودى تا برآيد آرزويت * ز آنكه در جيب من مفلوك اكنون نيست قازى

نمرديم و ديديم

نمرديم و ديديم گوشى شنيد * پس از سالها بانگ و فرياد ما چه مىشد اگر ديگران هم دمى * پى چاره بودند با ياد ما و يا وضع بازار هم اندكى * در اين‌باره مىكرد امداد ما فلان زيد روشور جاى پنير * نمىكرد قالب به افراد ما دو سيرى نمىپخت خباز اگر * ز بىناخنى نان آزاد ما نمىداد بزاز بنجل به خلق * تقلب نمىكرد قناد ما رگ و ريشه قصّاب در چرخ گوشت * نمىريخت كارد برون داد ما نمىكرد گر جا على بىخرد * پى نفع خود جعل اسناد ما در اين شهر ديگر ديارى نبود * به آبادى شهر آباد ما