تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 488

مساهمون:

ص٤٨٨
اى زيب اطاق طاق چاكر * وى لانهء مور چاق و لاغر اى خفته غبار لابه‌لايت * پوسيده ز خاك ريشه‌هايت اى در تو عيان به عصر حاضر * آثار رفوگران ماهر گر بودى از آنِ پولدارى * مىكرد زمانه با تو يارى امروز تو هم عتيقه بودى * شهكار ز يك سليقه بودى افسوس كه فرش كارمندى * مستوجب طعن و نيشخندى زيبد اگر از سياه روزى * در آتش مسكنت بسوزى اى چشم و چراغ هستى من * سرمايهء روز پستى من هرچند پريده رنگ و رويت * بگسسته تمام تار و پويت بايد به تو داد نمرهء بيست * جايى كه گرو نرفته‌اى ، نيست

با گرانى كفن امروز مُردن مشكل است

گوجه ازبس شد گران سالاد خوردن مشكل است * پول يك من گوجه را آسان شمردن مشكل است كرد لب را جمع ، كآرد بر زبان نام هُلو * گفتم اى نابرده رنج اين گنج بردن مشكل است من به ديدارى از آن گيلاس پيوندى خوشم * چون خيال خام را در دل سپردن مشكل است مىكنم گاهى هواى خوردن آب هويج * راستى روى جگر دندان فشردن مشكل است چارهء گرماست گرمك ، گُل به سر دارد خيار * اين نواى دل‌نشين را ياد بردن مشكل است گو به عزرائيل غيرت كن سراغ از ما نگير * با گرانى كفن امروز مردن مشكل است كنج تنهايى ز تنها دور ماندن عيب نيست * « گوشه‌گيرا » پيش جمعى دل فسردن مشكل است

دامن پوست پيازى

دلبرم مىخواهد از من دامن پوست پيازى * اين تمنّايش كُند با هستىام امروز بازى او ز بازار سياه يك چنين سبزى چه داند ؟ * پرده بايد بهر او برداشت از اين‌گونه رازى عشقم ، امّيد من ، اى زيبا غزال ساده‌لوحم * وى فدايت سربه‌سر انبار حاج آقا پيازى خود كه بهتر وضع اين دلدادهء شوريده دانى * جاى آن دارد بگويم آمدى با ما نسازى