اى زيب اطاق طاق چاكر * وى لانهء مور چاق و لاغر
اى خفته غبار لابهلايت * پوسيده ز خاك ريشههايت
اى در تو عيان به عصر حاضر * آثار رفوگران ماهر
گر بودى از آنِ پولدارى * مىكرد زمانه با تو يارى
امروز تو هم عتيقه بودى * شهكار ز يك سليقه بودى
افسوس كه فرش كارمندى * مستوجب طعن و نيشخندى
زيبد اگر از سياه روزى * در آتش مسكنت بسوزى
اى چشم و چراغ هستى من * سرمايهء روز پستى من
هرچند پريده رنگ و رويت * بگسسته تمام تار و پويت
بايد به تو داد نمرهء بيست * جايى كه گرو نرفتهاى ، نيست
با گرانى كفن امروز مُردن مشكل است
گوجه ازبس شد گران سالاد خوردن مشكل است * پول يك من گوجه را آسان شمردن مشكل است
كرد لب را جمع ، كآرد بر زبان نام هُلو * گفتم اى نابرده رنج اين گنج بردن مشكل است
من به ديدارى از آن گيلاس پيوندى خوشم * چون خيال خام را در دل سپردن مشكل است
مىكنم گاهى هواى خوردن آب هويج * راستى روى جگر دندان فشردن مشكل است
چارهء گرماست گرمك ، گُل به سر دارد خيار * اين نواى دلنشين را ياد بردن مشكل است
گو به عزرائيل غيرت كن سراغ از ما نگير * با گرانى كفن امروز مردن مشكل است
كنج تنهايى ز تنها دور ماندن عيب نيست * « گوشهگيرا » پيش جمعى دل فسردن مشكل است
دامن پوست پيازى
دلبرم مىخواهد از من دامن پوست پيازى * اين تمنّايش كُند با هستىام امروز بازى
او ز بازار سياه يك چنين سبزى چه داند ؟ * پرده بايد بهر او برداشت از اينگونه رازى
عشقم ، امّيد من ، اى زيبا غزال سادهلوحم * وى فدايت سربهسر انبار حاج آقا پيازى
خود كه بهتر وضع اين دلدادهء شوريده دانى * جاى آن دارد بگويم آمدى با ما نسازى