اشعار زير نمونههائى از شعر خوب اوست :
ولايت
اگر به ظلمت شب فيض آفتاب نبود * نصيب تيرهشبان نور ماهتاب نبود
نبود گر نظرى بر نظام اين عالم * بر اين كُرات جمادى چنين شتاب نبود
نبود پهنهء دريا اگر در عالم خاك * اميد غرّش و باريدن سحاب نبود
نمىتپيد اگر پشت سينهاى ، قلبى * درون دامن وى كودكى به خواب نبود
اگر كه گوشهء چشمى نمىنمودى يار * دلا بلاكش ما غرق التهاب نبود
هزار لاله نبودى به جاىجاى وطن * اگر كه جلوهگر انوار نور ناب نبود
نبود سير تكامل به سنگ آن معدن * خوراك بوته اگر آهن مذاب نبود
دل لبالب خون گر نبود مأمن عشق * به روى آتش حسرت چنين كباب نبود
نبود درخور آدم اگر كلام شرف * بشر فراخور اينگونه آب و تاب نبود
نبود راه تعالى اگر به منزل نور * چراغ چهرهء خضرى پس نقاب نبود
اگر محاسبه بودى به كار ما « نقّاش » * گه محاسبه افسوس بىحساب نبود
اميد
ز درد و رنج زمانه دلم شكست ، بيا * غمت بناى وجودم ز هم گسست ، بيا
بيا كه كشتى بيچارگان و محرومان * براى دفع چنين سفلگان پست ، بيا
اميد قلب تمام ستمكشان زمين * ستم گرفته عنان جهان به دست ، بيا
پگاه شام سياه قرون محرومان * يگانه بارقهاى ، وعدهء الست ، بيا
اسير دست پلشتان شده حريم حرم * براى خلع يد زنگيان مست ، بيا
اگرچه حقّ شده پامال ناحقان زمان * بيا ، به خاطر دلهاى حقّپرست ، بيا
بيا ستاره بباران به شام تاريكم * دل بلاكشم از فرط غصّه خست ، بيا
در انتظار تو اى نوبهار فصل خدا * هزار غنچه خزان شد ، يكى نرست ، بيا