آنچنان بودى و امروز چنينى ، صد بار * به تو گفتند همين آينهها نشنيدى
دو لب پنجره مىخورد به هم مىخواندت * تو خيابانزده بودى و صدا نشنيدى
زرد ! گيسو بتكان دختر پائيز دلم * جبههى سرد به هم ريخت هوا نشنيدى
آنكه فرياد زد از حوزهى انديشه برو * زير لب زمزمه مىكرد بيا نشنيدى
زبان حال امام حسين عليه السّلام به علمدار كربلا
دنبال آب رفتهاى و دير كردهاى * با اشك تشنگى مرا سير كردهاى
رفتى و آبهاى زمين را ز روى شرم * با چشمهاى غمزده تبخير كردهاى
امشب ستون خيمه ز جا مىكنم بيا * اى منتها واقعه تأخير كردهاى
زخم غمت شكسته برادر بيا كه زخم * بر سينهى حسين سرازير كردهاى
اى خصم دست آنكه تو انداختى به خاك * عبّاس را نكشته كه تكثير كردهاى
به حضرت على اكبر
امشب بخوان در گوش اصغر لاىلايى * گهواره پر از آه از دلم پر لاىلايى
يك روز يك خورشيد از گهواره سر زد * ديگر بخوان تا خط آخر لاىلايى
آمد كبوتر با كبوتر باز با باز * حالا كبوتر بىكبوتر لاىلايى
چشمى كه اهل كوچه بالاترى بود * خوابيده در آغوش خنجر لاىلايى
ازبس به خود پيچيده ديگر آب دير است * يك شاخه نيلوفر بياور لاىلايى
زبان حال زينب عليها السّلام
اى لحظهلحظهاى كه كنار تو زيستم * امشب چهل شب است برايت گريستم
امشب چهل شب است كه آب از گلوى من * پايين نرفته بغض عطشناك كيستم
بنشان به تل زينبيه طاقت مرا * من زينبم نمىشود آخر نايستم
آن جاده را مگو به چه حالى گذشتم و * دل كندم از تو آمدم اى هست و نيستم