تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 460

مساهمون:

ص٤٦٠
آن‌چنان بودى و امروز چنينى ، صد بار * به تو گفتند همين آينه‌ها نشنيدى دو لب پنجره مىخورد به هم مىخواندت * تو خيابان‌زده بودى و صدا نشنيدى زرد ! گيسو بتكان دختر پائيز دلم * جبهه‌ى سرد به هم ريخت هوا نشنيدى آنكه فرياد زد از حوزه‌ى انديشه برو * زير لب زمزمه مىكرد بيا نشنيدى

زبان حال امام حسين عليه السّلام به علمدار كربلا

دنبال آب رفته‌اى و دير كرده‌اى * با اشك تشنگى مرا سير كرده‌اى رفتى و آبهاى زمين را ز روى شرم * با چشم‌هاى غم‌زده تبخير كرده‌اى امشب ستون خيمه ز جا مىكنم بيا * اى منتها واقعه تأخير كرده‌اى زخم غمت شكسته برادر بيا كه زخم * بر سينه‌ى حسين سرازير كرده‌اى اى خصم دست آنكه تو انداختى به خاك * عبّاس را نكشته كه تكثير كرده‌اى

به حضرت على اكبر

امشب بخوان در گوش اصغر لاىلايى * گهواره پر از آه از دلم پر لاىلايى يك روز يك خورشيد از گهواره سر زد * ديگر بخوان تا خط آخر لاىلايى آمد كبوتر با كبوتر باز با باز * حالا كبوتر بىكبوتر لاىلايى چشمى كه اهل كوچه بالاترى بود * خوابيده در آغوش خنجر لاىلايى ازبس به خود پيچيده ديگر آب دير است * يك شاخه نيلوفر بياور لاىلايى

زبان حال زينب عليها السّلام

اى لحظه‌لحظه‌اى كه كنار تو زيستم * امشب چهل شب است برايت گريستم امشب چهل شب است كه آب از گلوى من * پايين نرفته بغض عطشناك كيستم بنشان به تل زينبيه طاقت مرا * من زينبم نمىشود آخر نايستم آن جاده را مگو به چه حالى گذشتم و * دل كندم از تو آمدم اى هست و نيستم