مرا تكرار كن دور حرم ، بر طاقى مسجد * كه از تكرار يا هو ، يا على ، دور تو مىگردم
صداى دل
هرگز صداى قلب خودت را شنيدهاى ؟ * آنجا كسى هميشه به ديوار مىزند
آنجا پرندهايست ، دلتنگ آسمان * دائم به رازهاى تو منقار مىزند
مثل صداى تيشه ، بر اندوه يك گناه * فرهاد توبهاى كه ، جنونوار مىزند
در پشت ميلههايى از استخوان من * سلولهاى آينه ، زنگار مىزند
تا كارد مىرسد به سر استخوان دل * اشكم ، نگفتههاى مرا جار مىزند
چشم من اى دريچهى پرواز روح من * پس كى نگاههاى تو رگبار مىزند ؟
در پشت انفرادى قلبم ، پرندهايست * آنجا كسى هميشه به ديوار مىزند
مادر
چو مىبينم عصايى را به دست مادر پيرم * به روى پاى خود ، از غم به زحمت بند مىگيرم
به جان لرزش دستت ، كه مىريزد محبت را * بيا تا ناتوانى تو را ، آغوش برگيرم
چو دست باد ، نقش چادرت را مىزند برهم * تن گلهاى چادر ، مىخورد بر روح دلگيرم
تنفّس مىكنم عطر نسيم كودكىها را * هنوزم مىشود ، گردن بگيرى گاه تقصيرم ؟
ز رود آبى رگهاى دستت ، مىروم دريا * و در گرم چروك موجهاى پوستت آرام مىگيرم
چو مىدانم نمازت را چرا بنشسته مىخوانى * به روى پاى خود ، از غم به زحمت بند مىگيرم
گل آفتاب
اى گل آفتاب من بىتو غروب مىشود * زخم دل شكستهام پيش تو خوب مىشود
گرمى خط استوا گشته بدور شعر من * قافيه در خليج تو اهل جنوب مىشود
من صدفم ولى تهى كه تو موج مىزنى * بهت دهان باز من با تو رسوب مىشود
سن درخت كهنهى من چو حساب مىكنى * حلقهى چشمهاى من حلقهى چوب مىشود