تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 457

مساهمون:

ص٤٥٧
مرا تكرار كن دور حرم ، بر طاقى مسجد * كه از تكرار يا هو ، يا على ، دور تو مىگردم

صداى دل

هرگز صداى قلب خودت را شنيده‌اى ؟ * آنجا كسى هميشه به ديوار مىزند آنجا پرنده‌ايست ، دلتنگ آسمان * دائم به رازهاى تو منقار مىزند مثل صداى تيشه ، بر اندوه يك گناه * فرهاد توبه‌اى كه ، جنون‌وار مىزند در پشت ميله‌هايى از استخوان من * سلول‌هاى آينه ، زنگار مىزند تا كارد مىرسد به سر استخوان دل * اشكم ، نگفته‌هاى مرا جار مىزند چشم من اى دريچه‌ى پرواز روح من * پس كى نگاههاى تو رگبار مىزند ؟ در پشت انفرادى قلبم ، پرنده‌ايست * آنجا كسى هميشه به ديوار مىزند

مادر

چو مىبينم عصايى را به دست مادر پيرم * به روى پاى خود ، از غم به زحمت بند مىگيرم به جان لرزش دستت ، كه مىريزد محبت را * بيا تا ناتوانى تو را ، آغوش برگيرم چو دست باد ، نقش چادرت را مىزند برهم * تن گل‌هاى چادر ، مىخورد بر روح دلگيرم تنفّس مىكنم عطر نسيم كودكىها را * هنوزم مىشود ، گردن بگيرى گاه تقصيرم ؟ ز رود آبى رگهاى دستت ، مىروم دريا * و در گرم چروك موجهاى پوستت آرام مىگيرم چو مىدانم نمازت را چرا بنشسته مىخوانى * به روى پاى خود ، از غم به زحمت بند مىگيرم

گل آفتاب

اى گل آفتاب من بىتو غروب مىشود * زخم دل شكسته‌ام پيش تو خوب مىشود گرمى خط استوا گشته بدور شعر من * قافيه در خليج تو اهل جنوب مىشود من صدفم ولى تهى كه تو موج مىزنى * بهت دهان باز من با تو رسوب مىشود سن درخت كهنه‌ى من چو حساب مىكنى * حلقه‌ى چشم‌هاى من حلقه‌ى چوب مىشود