گريست عكس قديمى ولى نه با چشمش * كه از دريچه چشمان ديرباور من
گرفتم از خودم عكسى شبيه مادر بود * در آن به جاى تو خنديده نيم ديگر من
و نيم عكس خودم را به عكس چسباندم * رخ تو بىگل خنده مباد مادر من
گريه بخنديم
گفتم طلاست هرچه درخشد ، طلا نبود * اينقدرها كه گفتهام ، اينقدرها نبود
ما آمديم گريه بخنديم لحظهها را * در سرنوشت آمده تقصير ما نبود
اندوه دل دوباره سر حرف را كشيد * هرجا كشيده مىشوم از درد جا نبود
شهر دلم به روى كمربند زلزلهست * معمار من به درد دلم آشنا نبود
مادربزرگ گفته كه خيكى قديمها * اينقدر لاى پنجرهى حرف وا نبود
يا ماهيان اگر كه هواخواه مىشدند * اينگونه پشت پردهء صحبت هوا نبود
غير از خدا نبوده اگر هيچكس خوشم * فرقى نمىكند كه يكى بود يا نبود
قفل بسته
خيابان خلوت و فكرم به راه افتاد آهسته * كسى مثل صدايش مىزند فرياد آهسته
به راه افتادهام پاى پياده زندگى اينست * تو شيرين مىشوى هر روز و من فرهاد آهسته
دو دستم را به روى ظلمت ديوار مىسايم * به من با خنده گفتى كور مادرزاد آهسته
كسى بسته است قفل درب دلها را نمىدانم * گذشت روزگار اينگونه يادش داد آهسته
خيابان خلوت و آرام و پاورچين و پاورچين * بهسويش مىروم من هرچه بادا باد آهسته
درى برعكس روى پاشنه چرخيد و مىچرخم * نسيمى آمد و دستش به دستم داد آهسته
خيابانزده
آهنم زنگ زد امّا تو مرا نشنيدى * يا زدى گوش به نشنيدن و يا نشنيدى
ژن پوسيدگى عشق كه در خون هواست * ريههاى دلم آزرد چرا نشنيدى