با سبكى متفاوت فراهم ساخت و ضمن آشنائى با شاعر صادق صميمى و توانمند استاد امير عاملى همكارىام با نشريه مينودر قزوين آغاز شد .
از خانم نعمتى تاكنون سه مجموعه شعر با نامهاى « نرگسانه » در سال 1371 و « پيراهن سپيد غزل » در سال 1381 و « من خودت هستم » در سال 1384 طبع و نشر گرديده است .
امير عاملى هنرمند نامور در خوشنويسى و شاعر توانا و خوشقريحه در مقدمهاى كه بر مجموعه شعر « نرگسانه » نوشته چنين مىنويسد : « نعمتى شاعرى است كه شعرش شبيه خلوت اوست ، شبيه خود اوست . با شعرش خلوت مىكند و در خلوتش شعر مىسرايد و لحظههايش را مىنمايد . بىدريغ و بىدروغ ، هرجا شعرش حضور دارد ، خودش حضور دارد و اين يكى از فاكتورهاى موفقيت شاعر است ، نعمتى نه اينكه به دنبال شعرش مىرود بلكه اشعارش او را فرامىخواند . بىگمان سرايندهء چنين اشعارى خواهد ماند ، اگرچه فقط در هواى ماندگارى تنفس نمىكند ، شعر نعمتى قابليت نقد شدن دارد چون عميق است بىشك مىتواند با ارائه همين آثار هرچند از لحاظ حجم كم ، امّا با وفور معانى و شبكههاى وسيع ذهنى و زبانى ، از شاعران نامآور روزگار ما باشد . »
وجه مشترك
به طبع كاغذىام ده ، طراوت گل را * كه گل ز گل بشكوفم ، لب تغزّل را
شبى به گوشهى سجّاده ياس مىكارم * ز عطر ياد تو ، پر مىكنم تخيّل را
دوباره هر شب آدينه ، دست من خالى * دوباره آيهى يأسم بخوان توسّل را
چو رد سجدهى پيشانى تو مىشكنم * كه بر صراط نگاه تو ، نشكنم پل را
چه وجه مشتركى در نداشتن داريم * تو التفات ندارى و من تحمّل را