تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣
اى جلوهء انوار حقّ ، اى مظهر اسرار حقّ * سالار دين ، سردار حقّ ، سردار بىهمتا علىّ دشمن شكار بت‌شكن ، بر جان خصم آتش فكن * قهر خداى ذو المنن ، در عرصهء هيجا علىّ فرمانرواى ملك دين ، ختم رسل را جانشين * بر حقّ امام متّقين ، آن والى و الا علىّ در زهد و تقوا بىبدل ، معيار ايمان و عمل * اى شهسوار بىمثل ، شير خدايى يا علىّ اى عارفان مفتون تو ، اى عاشقان مجنون تو * مافوق‌ها ما دون تو ، عالىّ علىّ ، اعلا علىّ پروردهء پيغمبرى ، بر شهر علم او درى * دين خدا را ياورى ، يارى رسان ما را علىّ اى درّ درياى شرف ، اعلاى توحيدت هدف * در راه دينت جان به كف ، جانباز بىپروا علىّ بر آفرينش علّتى ، راز جهان خلقتى * بر خلق عالم حجّتى ، از خالق يكتا علىّ بعد از پيمبر سرورى ، از بهترين‌ها بهترى * بر بهترين زن همسرى ، اى بهترين بابا علىّ قومى كه حقّ را باختند ، در راه باطل تاختند * قدر تو را نشناختند ، مظلوم انسان‌ها علىّ اى مرد بىپايان علىّ ، كامل‌ترين انسان علىّ * آيينهء ايمان علىّ ، قهر جهان‌آرا علىّ مولود زيباى حرم ، الگوى ايثار و كرم * وامانده در وصفت قلم ، ما را مدد فرما علىّ اى عاقلان ديوانه‌ات ، مستان پى پيمانه‌ات * دل‌ها همه پروانه‌ات ، شمع همه دل‌ها علىّ عادل‌ترين ، فاضل‌ترين ، عالم‌ترين ، كامل‌ترين * قابل‌ترين ، باذل‌ترين ، عاقل‌ترين ابنا علىّ در مدح آن فخر زمن ، قرآن ناطق بوالحسن * شو با پيمبر هم‌سخن ، گو « لا فتى الّا علىّ » « نصر » از سخن غوغا كند ، شورى چنين بر پا كند * هر قطره را دريا كند ، با ذكرِ « يا مولا علىّ »

كعبهء دل

به عهد خويش چو آن بىوفا ، وفا نكند * بگو دلم چه كند ، گر خدا خدا نكند حرير سرخ هزاران دل است فرش رهش * ولى چه سود ، نگاهى به زير پا نكند كمان به دست جفاپيشه يار دل‌شكنيست * كه تير زهر غم‌آلوده‌اش ، خطا نكند كجايى اى به هوايت ، اميد ، بارآور * كه چشم مست تو ، در كار ما ، ريا نكند براى كشتن اين صيد تيرخورده ، بيا ! * شكار خويش كسى نيمه‌جان رها نكند به آتشى كه نمودار لحظه‌هاى من است * خدا تو را به غم عشق ، مبتلا نكند