ضريح شاه چراغ
اى ضميرش ضريح شاه چراغ * گوهر شبچراغ مىدهدت
گر غمى باشدت ، توسّل جوى * لطفش از غم فراغ مىدهدت
با نيازى ، نياز خويش برآر * كه خوش و تردماغ مىدهدت
از مؤثّر اثر جدا نشود * شاخ گل ، گل به باغ مىدهدت
« نصر » نصرت بجو گر اهل دلى * دايم از دل سراغ مىدهدت
شو مشرّف كه پير ميخانه * كام و جام و اياغ مىدهدت
آبروى من
ديدار تو آرزوى من خواهد بود * خود موجب گفتوگوى من خواهد بود
خاموش نشستنم چه لطفى دارد * اشعار من آبروى من خواهد بود
مهر علىّ
در هر دوجهان نصرتم از اللّه است * خشنودىام از خداى خاطرخواه است
« نصر » از سفر آخرتم بيمى نيست * مهر علىّ و آل علىّ ، همراه است