تصوير
نگاهت عشق را تصوير مىكرد * عبورت كوچه را تطهير مىكرد
سرم بر شانههايت خانهاى داشت * گلويم بغض را زنجير مىكرد
رها كردى مرا تنها و زخمى * شدم ويران ، اجل هم دير مىكرد
يخ آيينه وا شد از كلامت * سكوتت عشق را تصوير مىكرد
نشستم از تو گويم خوب ديدى * قلم در ابتدايت گير مىكرد
و يك دوبيتى
بيا اى دل ! شكستن عادت توست * و نخلستانى از غم قسمت توست
هميشه بغض و چاه و خلوت و من * بيا اى دل ! كه امشب نوبت توست