سال 1316 هجرى شمسى در زادگاهش چشم از جهان فروبست و در گورستان قدمگاه كاشان به خاك سپرده شد .
ديوان اشعار ناصرى را محمود منشى ، شاعر قصيدهسراى معاصر ، فرزند حسينعلى منشى ، قصد داشت چاپ و منتشر كند ، امّا در انجام اين كار توفيقى نيافت و خود نيز درگذشت . سرانجام در سال 1380 ديوان مزبور با همت و تصحيح و مقدمهء فاضلانه شاعر گرانمايه و نامور كاشان سيد على اصغر صائم با چاپ و جلد مرغوب طبع و نشر گرديد .
آثار زير را فاضل جوان ، افشين عاطفى ، برايم از كاشان ارسال داشته است .
در مدح و منقبت حضرت على عليه السّلام
الا اى بىخبر از كيش و آيين مسلمانى ! * ز خودخواهى و خودرايى قرين جهل و نادانى
به چشم حيرت و عبرت يكى در خويشتن بنگر * ببين اطوار ناهنجار ديو زشت نفسانى
كه چونان از صراط مستقيم شرع اندازد * تو را در ورطهء دشوار ، هردم از پريشانى
در اول آنچنان يار و رفيق و آشنا گردد * كه اندر وى قصورى هرچه خواهى جُست نتوانى
تو را آنگونه سازد گرم رفتار از سر حيلت * تو را آنگونه سازد محو گفتار سخندانى
حديثى خواهى ار ، آرد سخن ز احكام پيغمبر * دليلى جويى ار ، آرد مثَل ز آيات قرآنى
چو بيند مر تو را مبهوت و مات و هايم از هر سو * ره باطل گشايد بر تو چون غول بيابانى
چو دزدان تا ربايد از كفت كالاى ايمان را * تو را از راه آبادى كشاند رو به ويرانى
چنان گردى سراسر گرد دشت حيرت از هر سو * كه اندر خود نيابى هيچ ، جز وسواس شيطانى
گهى از فكر بىحاصل شود مقهور اهريمن * گهى ز انديشهء باطل بُوى مغرور نفسانى
تو را كز خويشتن يك جو نباشد آگهى دايم * كنى تصديق نادانسته بر اوضاع كيهانى
به قول غول گول نفس خود تا چند گمراهى * يكى اندر مسلمانى ببين با عين سلمانى
تويى شايستهء ديهيم « كَرَّمْنا » بنىآدم ! * به خود بازآى و هين بگذار از سر خوى حيوانى
رموز « احسن التّقويم » در قرآن بخوان اى دل * نه ز انگليون سريانى و از تورات عبرانى