يا نه انگارى * دخمهء اندوهزاى و مرگبارم همچنان كاخ خدايان نورباران است
غرق در گلهاى شاداب و شكوفان است * كور خواندى ، گور
من به ژرفاژرف اين زندان گيتى نام * آتشى در سينه دارم
عقدهاى ديرينه دارم * بغض دارم ، خشم دارم ، كينه دارم
مىتراود زهر حسرت از نگاهم * شد شفقگون دامنم از گريههاى گاهگاهم
گريه بر موى سپيدم * گريه بر روى سياهم
گريه بر وضع اسفناك و تباهم * گريه بر اندوه پايانناپذيرم
بازهم بااينهمه غم * من نمىخواهم بميرم
من نمىخواهم بميرم .
*
من نمىخواهم كه با روح جوان در زير مشتى خاك * سنگ سنگينى بكوبد پيكرم را
من نمىخواهم كه مشكينپوش سازم خواهرم را * بشنوم در آسمانها ، كهكشانها ، رودرود مادرم را
گرچه مىدانم پس از مرگم * گوركن را يكدو روزى چند ، رنگينتر شود سفره