تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
يا نه انگارى * دخمهء اندوه‌زاى و مرگ‌بارم همچنان كاخ خدايان نورباران است غرق در گل‌هاى شاداب و شكوفان است * كور خواندى ، گور من به ژرفاژرف اين زندان گيتى نام * آتشى در سينه دارم عقده‌اى ديرينه دارم * بغض دارم ، خشم دارم ، كينه دارم مىتراود زهر حسرت از نگاهم * شد شفق‌گون دامنم از گريه‌هاى گاه‌گاهم گريه بر موى سپيدم * گريه بر روى سياهم گريه بر وضع اسفناك و تباهم * گريه بر اندوه پايان‌ناپذيرم بازهم بااين‌همه غم * من نمىخواهم بميرم من نمىخواهم بميرم .
*
من نمىخواهم كه با روح جوان در زير مشتى خاك * سنگ سنگينى بكوبد پيكرم را من نمىخواهم كه مشكين‌پوش سازم خواهرم را * بشنوم در آسمان‌ها ، كهكشان‌ها ، رودرود مادرم را گرچه مىدانم پس از مرگم * گوركن را يك‌دو روزى چند ، رنگين‌تر شود سفره