تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
بس‌كه بر مژگان من اشك شبنم چيده‌اند * گوييا آينه‌بندان است شهر ياس‌ها

علىّ و عدالت

مرا يارى در اوج بىنيازيست * كه او را شيوهء عاشق‌نوازيست همه تقصيرم و او عيب‌پوش است * ندارد حجره ، امّا مىفروش است دلم چون رشتهء مهرى مقيّد * گره خورده‌ست با عشق محمّد محمّد كيست ؟ سكّاندار هستى * امير كشتى يكتاپرستى
*
به رؤيا ديد او بوزينگانى * كه بالا مىروند از منبر او بر آن تعيير رفت اين‌سان كز آن پس * برند آل اميّه گوهر او علىّ ، درّ محمّد بوده و هست * مباد او در صدف تنها بماند ز تيغ ابن ملجم‌ها چكد خون * اگر شاه نجف تنها بماند نخستين ياراحمد جز علىّ كيست ؟ * برادر با محمّد جز علىّ كيست ؟
*
قلندر ! پيشه كن مردانگى را * بنوش اين درد تلخ خانگى را فتوّت گرچه زهرى جانگزاى است * به چشم عارفان حكم خداى است سرى بنهاده بر امر ولىّ باش * شهيد لا فتى الّا علىّ باش علىّ ، نوح نجات از بىوجودى * علىّ ، كشتى فراز كوه جودى علىّ ، توفان آرامش ؛ علىّ ، باد * موافق در مخالف جمع اضداد علىّ دريا ؛ علىّ ساحل ، علىّ موج * علىّ پرواز مرغان ، فوج در فوج علىّ ، هفت آسمان نور الهى * علىّ سكر نسيم صبحگاهى علىّ در كوچه‌هاى كوفه شبگرد * علىّ ، تنهاترين تنهاترين مرد علىّ ، بنيان عشق و حق‌ّپرستى * تمام آفرينش ، كلّ هستى
*