تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
ميرشكّاك در شعر گاهى تخلّص به اسم مىكند . آثار زير نمونه‌هايى از شعر اوست :

شوق ديدار موعود

تا اسير گردش خويشم ، برنمىگرداندم گرداب * سايهء سنگينى كوهم ، برنمىخيزد سرم از خواب جاده‌ام ، پيچيده در منزل ؛ گردبادم ، عقده‌ها در دل * موج دورافتاده از ساحل ؛ رود پنهان مانده در مرداب پابه‌پاى سايه سر در پيش ، با نسيمى مىروم از خويش * مىدهد آيينه‌ام تشويش ، مىبرد آشفته تا مهتاب در شبى اين‌گونه وهم‌آور ، يافتن همرنگ گم كردن * باختن ، بارى گران بر دل ؛ بردنم ، نقشى زدن بر آب كاش امروزى نمىآمد ، تا كه فردايى نمىديدم * هر شبم فردا شبى دارد ، اى شب آخر مرا درياب باز در من ، سايه‌اى پنهان ، روبه‌رو با مرگ مىگويد : * بهترين فرجام نوميدان ! آخرين پل ! اوّلين پاياب ! گرچه تاريكم ، رهايم كن ! نيستم نوميد از اين بودن * خاطرم را مىكند روشن ، جُست‌وجوى مقصدى ناياب پوستم را مىدرد بر تن ، جان به شوق ديدن موعود * دل به‌سوى لحظهء ميعاد ، مىشود از سينه‌ام پرتاب مىبرد هرجا كه مىخواهد ، دست‌هاى ناتوانم را * گردش گرداب‌وار خون ، با هزاران ماهى بىتاب