تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
به ياد گفتهء خيّام افتادم كه اين چرخ جفاپيشه * پديد آرد يكى جاندار و كوته روزگارى ، پرورد او را سپس وى را به كام مرگ و نابودى دراندازد ! * به يادم آمد اين معنى ، ز قول حافظ شيراز : يا ربّ اين « چه استغنا چه قادر حكمت است » آخر * كه ما را « اين همه زخم نهان است و مجال آه » و زارى « نيست » تولّد اوّل مرگ است و ، نابودى طلوع هستى ديگر * چه بسيارند انسان‌ها كه مىميرند و نام نيكشان جاويد مىماند بلى مردن به‌جز رفتن ، سفر كردن به يك دنيا بىپايان ؛ مگر كار دگر هم هست ؟