به پيشگاه سالار شهيدان حضرت ابا عبد اللّه الحسين عليه السّلام افق سرخ كربلا
دلم دوباره به سر ، شوق كربلا دارد * ز تنگناى تنم ، قصد اعتلا داد
اگر كه هيچ از اين شوق گفتگو نكنم * خود آب ديدهام اين راز برملا دارد
*
بيا كه در افق سرخ كربلا باهم * نگاه بر رخ هفتاد و دو ستاره كنيم
بيا به مركز اين اختران تابنده * جلال و جلوه خورشيد را نظاره كنيم
*
به چشم دل نظر افكن چه روشن است افق * ستاره است به هرجا ، نگاه مىگردد
لواى نور گرفته به دست خود عبّاس * به گرد شمس وجودش چو ماه مىگردد
*
همان ستارهء رخشان كه در افق پيداست * فروغ روى علىّ اكبر است تابنده
جمال قاسم از آنسو چه جلوهها دارد * گشا تو ديده ، كه جوينده است يابنده
*
شهيد اسوه به تاريخ ، فخر آدميان * چراغ راه هدى ، كشتى نجات « 1 » تويى
فروغ مجد و شرف طالع است از رخ تو * شهيد تشنهلب ساحل فرات تويى
*
تو گفتهاى كه ندارم ز تيغ دشمن باك * اگر به قتل « 2 » من اسلام استوار شود
براى قتل من اى تيغها فرود آييد * كه آنچه دين خداى است برقرار شود
*
ستاره هرچه بيفتاد ، مردمان ديدند * كه سر به دامن پرمهره مهر مأمن داشت
هامش
( 1 ) - « انّ الحسين مصباح الهدى و سفينة النّجاة » .
( 2 ) - « ان كان دين محمّد لم يستقم الّا بقتلى فيا سيوف خذيني » .