تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١

به سود لاله‌ها

دل بىجان عالم جان پذيرد * سراسر كارها سامان پذيرد الهى ! كارزار آتش و خون * به سود لاله‌ها پايان پذيرد

خاكريزهاى بهشت

از خيابان آواز تو * از پنجرهء نماز تو تا دروازه‌هاى سيّال بهشت راهى نبود * آن روز كه در بساط من آهى نبود * دست‌هايت با رودها به دريا مىريخت * و دريا مشتى مىشد گره‌شده از خشم درختان نارنج و سيب * با تو در زاويه‌هاى گمنام آسمان قدم مىزدند . * لبخند مىزدى كوه‌ها پرستو مىشدند * مىگريستى خاكريزها بهشت مىشدند * و بهشت همين‌جا بود روى پيراهن متواضع برادرم * در ميان گيسوان ناتمام دختركان بر شانه‌هاى متلاطم پدرم
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 241 | سيد محمد باقر برقعى