زندگى رود
بيشه به ياد تو پر از گفتوگوست * كلبهء تو دور تر از آرزوست
محو تماشاى عبور من است * پنجرهاى رو به خيابان دوست
رود صداى كه مرا سبز كرد * عطر سرودم همه تقدير اوست
گمشدگان شب وهم و غبار * آينهء روز همين روبهروست
دفتر عمرى كه پر از مشق ماست * خاطرهاى مبهم و بىرنگ و روست
در طلب عاقبتى آبىام * زندگى رود پر از جُستوجوست
بدون تو
سرودهام هر پگاه بدون تو * كه خفته است اين نگاه بدون تو
درون مه گم شديم غريبوار * من و دل و هرچه راه بدون تو
غزل بخوان در سكوت شبان من * شكسته آواز ماه بدون تو
چراغ پرشور كومه كور من * سپيدهدم هم سياه بدون تو
بهشت بكريست با تو زمين سرد * زمانه غرق گناه بدون تو !
آغاز
همرنگ حضور باغ آغاز شوم * با قافلهء نسيم دمساز شوم
آلالهء پرپر ديار عشقم * هر صبح به سمت كربلا باز شوم
آشتى
دلم بود و شب و تنهايى و باد * نگاه تو به چشمان من افتاد
مرا تا جرأت سبز سفر برد * دلم را با كبوتر آشتى داد