تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠

زندگى رود

بيشه به ياد تو پر از گفت‌وگوست * كلبهء تو دور تر از آرزوست محو تماشاى عبور من است * پنجره‌اى رو به خيابان دوست رود صداى كه مرا سبز كرد * عطر سرودم همه تقدير اوست گمشدگان شب وهم و غبار * آينهء روز همين روبه‌روست دفتر عمرى كه پر از مشق ماست * خاطره‌اى مبهم و بىرنگ و روست در طلب عاقبتى آبىام * زندگى رود پر از جُست‌وجوست

بدون تو

سروده‌ام هر پگاه بدون تو * كه خفته است اين نگاه بدون تو درون مه گم شديم غريب‌وار * من و دل و هرچه راه بدون تو غزل بخوان در سكوت شبان من * شكسته آواز ماه بدون تو چراغ پرشور كومه كور من * سپيده‌دم هم سياه بدون تو بهشت بكريست با تو زمين سرد * زمانه غرق گناه بدون تو !

آغاز

همرنگ حضور باغ آغاز شوم * با قافلهء نسيم دمساز شوم آلالهء پرپر ديار عشقم * هر صبح به سمت كربلا باز شوم

آشتى

دلم بود و شب و تنهايى و باد * نگاه تو به چشمان من افتاد مرا تا جرأت سبز سفر برد * دلم را با كبوتر آشتى داد