تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤

خير مقدم

وقت ماندن نيست ، در را باز كن * در فضاى تازه‌اى پرواز كن ماندن اينجا روى غم بوسيدن است * مردن و گنديدن و پوسيدن است بال بگشا در دل دشت و دمن * همره مرغان آزاد چمن عطر هر سنبل كه مىبويى ، ببو * راز با هر گل كه مىگويى ، بگو جامهء سبز بهاران را بپوش * ساغر دست اناران را بنوش گاه با مريم بخند و ياسمن * گاه با نرگس برقص و نسترن هركجا ياسى به رويت خنده كرد * خاطر لبخند ما را زنده كرد مريم از دامان ما پاكى گرفت * سبقت از خوبان افلاكى گرفت آسمان آيينه‌دار روى تو * چشم مهر و ماه روشن سوى تو با مى و ساز و طرب دمساز باش * روز و شب در نغمه و آواز باش گاه‌گاهى هم ز ما يادى بكن * بهر ما هم شاد فريادى بكن ما كجا و باغ‌هاى كوى دوست ؟ * ما كجا و آفتاب روى دوست ؟ از جوين نان خود خوردن خوش است * در كوير درد خود مردن خوش است اشك پاك عاشقان همراه تو * آبشار روشنى در راه تو ديدگانم بىتو غوغا مىكند * قيد فرمان را ز تن وا مىكند تا بگويد مقدمت را شادباش * بىمن اى جان ، در چمن آزاد باش
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 214 | سيد محمد باقر برقعى