خير مقدم
وقت ماندن نيست ، در را باز كن * در فضاى تازهاى پرواز كن
ماندن اينجا روى غم بوسيدن است * مردن و گنديدن و پوسيدن است
بال بگشا در دل دشت و دمن * همره مرغان آزاد چمن
عطر هر سنبل كه مىبويى ، ببو * راز با هر گل كه مىگويى ، بگو
جامهء سبز بهاران را بپوش * ساغر دست اناران را بنوش
گاه با مريم بخند و ياسمن * گاه با نرگس برقص و نسترن
هركجا ياسى به رويت خنده كرد * خاطر لبخند ما را زنده كرد
مريم از دامان ما پاكى گرفت * سبقت از خوبان افلاكى گرفت
آسمان آيينهدار روى تو * چشم مهر و ماه روشن سوى تو
با مى و ساز و طرب دمساز باش * روز و شب در نغمه و آواز باش
گاهگاهى هم ز ما يادى بكن * بهر ما هم شاد فريادى بكن
ما كجا و باغهاى كوى دوست ؟ * ما كجا و آفتاب روى دوست ؟
از جوين نان خود خوردن خوش است * در كوير درد خود مردن خوش است
اشك پاك عاشقان همراه تو * آبشار روشنى در راه تو
ديدگانم بىتو غوغا مىكند * قيد فرمان را ز تن وا مىكند
تا بگويد مقدمت را شادباش * بىمن اى جان ، در چمن آزاد باش